... شنیدیم، سوختیم و باز گفتیم چه میشود کرد. شاید از چشمانمان خواندی که شریک اندوهت هستیم. احسان عزیز، صحبت از تکرار برای تسلی نمی کنیم، چون خوب میدانی که نعمتی که او میدهد، زمانی باز پس میگیرد. شاید زبانمان نمیتوانست حرف دلمان را بگوید: برادرمان دنیای آدمکها را ترک گفت تا آنچه ما لایق دیدنش نیستیم به نظاره بنشیند.
تنها یک آرزو داریم و بس: کاش وقتی او و دیگران را می بینیم، شرمسار نباشیم
.
احسان فکر نمکردم که به این زودی عمر دوستها کوتا باشه و دنیا ایجوری دو نفر رو از هم جدا کنه
احسان الان یک هفته است که رفتی دریا و دیگه برنگشتی.نمدونم چی بگم
فقط
هیچوقت خوبیهات و فراموش نمکنم