بیکار بودم امدم وبلاگ زدم
بیکار بودم امدم وبلاگ زدم

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوعات


دانلود آهنگ

تعداد بازدیدکنندگان : 226912


چهارشنبه 16 آبان 1386
بیوگرافی مهناز افشار و چند عکس
هیچگاه از حد یک بازیگر خوش چهره صعود نکرد و گزاف نیست اگر او را بد شانس ترین چهره سینمایی دانست که با داشتن خصوصیات ویژه ای می توانست را ه خود را باز کند او و رادان اولین حضور رسمی خود را در شور عشق نشان دادند و حالا رادان به یک ستاره بدل شده اما مهناز افشار با موفقیت مسیری طولانی فاصله دارد و اگر بپذیریم که او حتی زودتر از رادان دوربین سینما را شناخته و تجربه کرده بود پس باید گفت یک جای کار در برنامه حرفه ای او می لنگد.

افشار که تا مقطع دیپلم در رشته  تجربی تحصیل کرده است متولد 1356 می باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنحالهای مطبوعات شایع پرداز قرار داشت.

مهناز بازی را با مجموعه عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن در دوستان به کارگردانی علی شاه حاتمی در سال 77 به سینما راه یافت . فیلم شکست می خورد اما لااقل او را برای اندک زمانی می شناسند.سپس با محسن محسنی نسب درام ورزشی شیرهای جوان را در کنار جعفر دهقان و در سال 78 به سرانجام می رساند که با استقبال قابل قبولی روبرو می شود . اما هنوز برای عرض اندام فرصت دست نداده بود . تا اینکه دار سال 80 از راه می رسد و نادر مقدس از او برای در نقش مقابل بهرام رادان  دعوت به عمل می آورد .

 شور عشق ساخته می شود و ناگهان هر دو چهره اصلی فیلم به شهرتی باور نکردنی دست پیدا می کنند . سال بعد از آن در خاکستری به کارگردانی مهرداد میر فلاح بازی می کند که به خاطر موضوعش توقیف می شود . توقیف فیلم جنجالهای مطبوعاتی و حواشی غیر قابل کنترل پیرامون افشار او را به سکوت می کشاند و سر انجام در سال 80 با نگین در یک نقش نامتعارف و باز هم جنجالی باز می گردد  دختری در قفس در سال در سال 81 هیچگونه موفقیتی را با او همراه نمی کند.اما سال 82 شانس یک باره در خانه افشار می زند سه فیلم زهر عسل  ،کما و سیزده گربه روی شیروانی با فروش بالایی روبرو می شوند . افشار یک پله بالاتر می آید ضمن آنکه اکران تقریبا همزمان سه فیلم از او نام و چهره اش را بیشتر  در ذهن ماندگار می کند.

زهر عسل در کنار شهاب حسینی و گلزار جای چندان کاری نداشت در واقع ساخته ابراهیم شیبانی به غیر از گلزار و البته حضور کوتاه اما جذاب حسینی هیچ نکته مثبتی در خود نداشت و نمی توان فیلم را متعلق به افشار دانست که یک اثر کاملا مردانه بود .کما به همین طریق  باحضور امین حیایی و گلزار یک اثر کاملا مردانه به حساب می آمد . اما 13گربه روی شیروانی با وجود داشتن فضایی فانتزی و تاکنون تجربه نشده و داشتن چهره های مطرحی چون گلزار و شریفی نیا و نواب صفوی او را در سطح خوبی شناور نگه می دارد. سال 83 در فیلم آکواریوم نیز در  کنار امین حیایی و سالاد فصل در کنار شریفی نیا و شکیبا ظاهر می شود . او در سالاد فصل همبازی قدرتمند و قوی چو ن لیلا حاتمی را در کنار داشت . امسال او نیز تنها به بازی در کارگران مشغول به کارند  به کارگردانی مانی حقیقی پاسخ مثبت داده است.

ابتدا با سریال تلویزیونی ?گمشده? وارد عرصه بازیگری شد و سپس خیلی زود به عرصه سینما پا گذاشت، فیلم ?شور عشق? او و بازی در کنار ?بهرام رادان? او را به شهرت رساند و سپس خاکستری، کما، زهر عسل، آکواریوم و همچنین فیلم زیبای آتش‌بس ساخته تهمینه میلانی را از او دیدیم، قرار است به زودی از این بازیگر فیلم ?تله? بر روی اکران بیاید، از مهناز افشار چه می‌‌دانید؟ آنچه که درذیل خواهید خواند، گوشه‌هایی از زندگی این هنرپیشه خوب سال‌های اخیر کشور که بسیار پرکار است...
    
    ? شروع کار بازیگری من از سال 78 با سریال تلویزیونی به نام گمشده ساخته مسعود نوابی بود.
    ? دیپلم تجربی دارم.
    ? من وارد خونه هر کسی که می‌‌شم دکوراسیون خونشو عوض می‌‌کنم حتی در منزل خودمون هفته‌ای یکبار وسایل خونه رو جابه‌جا می‌‌کنم و دوست دارم در این رشته تحصیلات خودم رو ادامه بدهم، عاشق دیزاین دکوراسیون هستم.
    ? من 4 سال تدوین خوندم ودر همین حیطه هم فعالیت کاری داشتم و همچنین کار در حیطه تیزرهای تبلیغاتی که چند کار انجام داده‌ام، کار خوب و قشنگی است و حس خوبی نسبت به کارم داشتم تا اینکه وارد بازیگری شدم.
    ? تاکنون 9 یا 10 کار سینمایی داشتم همین طور هم به تعداد کارهایم افزوده می‌‌شه.
    ? بر عکس همه، من در دوران کودکی و نوجوانی اصلا به بازیگری علاقه نداشتم و همیشه وقتی در مدرسه تئاتر اجرا می‌ شد، در می‌‌رفتم و فرار می‌‌کردم اصلا هم خوشم نمی‌‌آمد.
    ? قبل از قبول نقش سناریو رو می‌‌خونم، البته هر کسی روشی داره، من هم یکبار که سناریو رو خوندم، شب موقع خواب مرور می‌‌کنم با نقشم زندگی می‌‌کنم.
    ? فعلا من کارم بازیگریه و باید این کار را خوب انجام بدم، بعدا وقت برای کارگردانی زیاده.
    ? این اعتقاد رو دارم در فروش فیلم کلیه عوامل دخیل هستند، اگه بازیگر خوب باشه، ولی کارگردان خوب نباشه، مسلما کار خوب نمی‌‌شه، حتی عوامل پشت صحنه هم در فروش یک فیلم دخیل هستند.
    ? به خاطر تصادف بدی که داشتم از رانندگی ترسیدم و از اون موقع به بعد هیمشه کمربندم رو می‌‌بندم.
    ? چون شکمو هستم، دستپختم هم خوبه تمام زمانی که غذا در حال آماده شدنه سراجاق هستم.
    ? شاید من جزء خوش قول‌ترین هنرپیشه‌های سینما باشم.
    ? اصلا میونه خوبی با افراد بد قول ندارم. خوش قولی از نکات بارز زندگی من است.
    ? اگه مهناز افشار بازیگر نمی‌‌شد شاید راننده کامیون می‌‌شد! چون به کارهای سخت علاقه دارم.
    ? به نظر من هر کسی به هر کاری که بخواهد می‌‌تونه برسه در جهان هستی به هر چه بخواهید می‌‌تونید برسید فقط کافی است بخواهید. و چند سال پیش پدر خدا بیامرزم را از دست دادم، او قوت قلبی برای من در زندگی بود، یاد او همیشه در خاطرم است، روزی نیست که با یاد پدر زندگی نکنم او همه‌چیز من در این زندگی بود.
    ? مادرم مونس من است، اگر او هم نباشد، دیگر زندگی برایم معنا ندارد.

 

 

 


چهارشنبه 6 تیر 1386
بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - مهستی

باکمال تاسف در گذشت هنرمند نامی عرصه موسیقی ایران مهستی را خدمت همه شما عزیزان اعلام میداریم.

به شهادت همه هنرمندان عرصه موسیقی مهستی بدون شک یکی از بهترین خوانندگان زن ایران بود.

هنر نمایی او در دهه های گذشته زبان زد همه هنر دوستان فرسی زبان و موسیقیدانان خارجی بوده است.

بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - مهستی 

خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.

کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.

مهستی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان در لس آنجلس درگذشت.

این هم متن یکی ماندگارترین آشعار خوانده شده توسط مهستی

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب

توی دفتر موج . رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است
مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است

با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم

روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب

توی دفتر موج . رو دریا
توی خواب خاک . ریشه ها موسم شکفتن
همصدای من میخونن وقت از تو گفتن

چشم بستمو تو بیا به سپیده وا کن
با ترانه نفسات باغچه رو صدا کن
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم

روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب

توی دفتر موج . رو دریا
با ترانه نفسات . من ترانه میگم
اسمتو مثل یه غزل عاشقانه میگم

بیا که دیگه وقتشه . وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد . لحظه دیدنه
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم

روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب
توی دفتر موج . رو دریا


دوشنبه 18 دی 1385
خانواده ای پر از موسیقی
 

خانواده ای پر از موسیقی

چرا کامکارها در عرصه موسیقی ایران ماندگار شدند؟

کامکارها آدم را به یاد قصه معروف پدری می اندازند که هنگام مرگ فرزندانش را می خواند و به هرکدام از آنها تکه چوبی می دهد و از آنها می خواهد که چوب را بشکنند.

فرزندان چوب را می شکنند. پدر چوبی بر چوب قبلی اضافه می کند و از آنها می خواهد که هر دو چوب را با هم بشکنند واین کار را تا چند چوب ادامه می دهد. وقتی تعداد چوبها به شش یا هفت می رسد، کسی از فرزندان، حتی زورمندترین آنها به رغم به کار بردن تمامی توان خود قادر به شکستن دسته چوب ها نمی شود .

اینجاست که پدر روبه فرزندان کرده و می گوید : اگر با هم متحد باشید کسی نمی تواند شما را بشکند و همه گاه اعتبار و منزلت خودتان را دارید.

به گمانم روزی که استاد حسن کامکار داشت زندگی را بدرود می گفت این قصه در ذهنش جولان می کرد و می دانست که پراکندگی و تفرقه چه مصیبت بزرگی است و با آدمی چه می کند . پس او هم فرزندانش را پیش خود نشاند و توصیه هایی کرد که تا به امروز که ۲۵ سال از شکل گیری این گروه می گذرد، همچنان آویزه گوش کامکارهاست. 

آواز ماندگار

اما به راستی راز ماندگاری کامکارها در چیست؟

شاخص ترین گروههای موسیقی ایرانی درنهایت پنج تا 10 سال دوام آوردند و اگر هم نامی از یک گروه همچنان باقی مانده است، اما حتم بدانید که افراد آن همانند مهاجرانی که از شهری به شهری می روند، ترک این گروه کردند و به گروه دیگر پیوستند و از گروه دیگر هم به گروههای دیگر کوچیدند و الخ.

حتی گروه شجریان با علیزاده و کلهر که بسیاری گمان می کردند تا سالها دوام می آورد نیز پس از پنج سال، به دلایلی که اهل موسیقی می دانند و اما عموم مردم از آن اطلاعی ندارند، از ادامه همکاری سرباز زدند.

شجریان با دو سه تن دیگر از اهالی موسیقی گروهی تازه را شکل داده و قرار است اوایل زمستان کنسرتهایی را در ایران و دیگر کشورها ادامه دهد. کلهر هم به دنبال برنامه های مشترکش با نوازندگان دیگر کشورها پیوسته است و علیزاده هم به ساختن موسیقی فیلم برای سریالهای تلویزیونی رو آورده است.

کامکارها اما، ماندند و هر روز قوی تر از پیش شده واکنون به شاخص ترین و حرفه ای ترین گروه موسیقی ایرانی بدل شده اند.

برادری و برابری

اگر بخشی از رمز ماندگاری گروه کامکارها را در خانوادگی بودن آن بدانیم، بخش دیگر آن را باید محصول نگاه مساوی آنها به یکدیگر دانست.

هوشنگ کامکار در گفت و گویی با نگارنده که به زودی انتشار خواهد یافت، گفت که تمامی اعضای گروه یه یک اندازه در آمد کسب می کنند. یعنی ارژنگ کامکار، نوازنده تمبک گروه که در سنت گروه نوازی موسیقی ایرانی از کمترین شانیت برخوردار است و بسیاری تمبک نوازان را «کیف کش» گروه می دانند و تحقیرش می کنند، با آهنگسازی همانند هوشنگ کامکار که در گروه سمت های مهمتری را برعهده دارد، هنگام تقسیم درآمدهای حاصل از کنسرت، به یک اندازه سهم می گیرند.

این گونه است که کسی در گروه احساس حقارت نمی کند و از دل و جان برای پیشرفت جمع، می نوازد.

اگر چه مسایل مالی در گروههای موسیقی بسیار مهم است و ریشه بسیاری از اختلافات را می توان در نگاه تبعیض آمیز میان خواننده و دیگر افراد گروه هنگام تقسیم در آمدها یافت، اما به نظر می رسد هوشنگ کامکار که خود سرپرستی گروه کامکار ها را برعهده دارد، سعی کرده است این «دندان پوسیده» را بکشد و ریشه اختلاف را از ابتدا خشک کند.

برای همین است که در چند سال اخیر این گروه کمتر تن به همکاری با خوانندگان مطرح می دهد، دلیلش هم روشن است. خوانندگان مطرح می آیند و از اعتبار گروهی حرفه ای همانند کامکارها بهره می گیرند ودر عوض تقاضای دستمزدی چند برابر دیگر اعضای گروه را مطرح می کنند.

درحالی که اعتبار گروه کامکارها، به گواهی کارشناسان موسیقی ایرانی به اندازه ای است که نیازی به تزریق اعتبار خواننده یا نوازنده دیگر برای جلب مشتری ندارند. 

صریح و انتقادپذیر

صراحت، مهمترین ویژگی است که هوشنگ کامکار از آن بهره می برد. وی در نخستین نشست «نقد نغمه» که سازمان فرهنگی وهنری شهرداری تهران در فرهنگسرای شفق برگزار کرد، ‌بر خلاف عمده اهالی موسیقی که از انتقاد فراری اند، گفت که آمده است تا تندترین انتقادات را درباره کنسرتش بشنود.

در مقابل، خود هم برخی از مناقشه برانگیزترین مباحث را مطرح کرد. از جمله این مباحث، نظرش درباره خوانندگان بود که از دل پر وی نسبت به این گروه از اهالی موسیقی خبر می داد.

کامکار گفت که از نظر وی خواننده هم سطح نوازنده است و درهمه چیز باید مساوی با نوازنده باشد و داشتن استعدادی خدادادی نمی تواند محملی باشد برای برتری داشتن خواننده بر نوازنده. نوازنده هم سختی می کشد تا بتواند ردیف را بیاموزد و با تکنیکهای نوازندگی آشنا شود و در نهایت با داشتن تمامی این قابلیتها به گروهی راه یابد.

هوشنگ کامکار البته در چنان جایگاهی قرار دارد که بی اعتنا به جبهه گیری خوانندگان بر آنان بتازد و از تبعیضاتی که از سوی آنها بر جامعه موسیقی دانها می رود گله کند. وی سرپرست گروهی است که تقریبا بیشترین تماشاگر را در میان اهالی موسیقی ایران دارد؛ همه گاه کنسرتهای آنها با صندلی پر و سالنهای مملو از جمعیت روبرو می شود و بلیتهای آنان هم بازار سیاه پیدا می کند.

او می تواند مقابل بازار خواننده سالاری بایستد، زیرا گروهی که سرپرستی می کند، به جای آنکه به تک ستاره متکی باشد، ستاره ای در قامت جمع شده است که همه با هم و کنار هم می درخشند.

تا چند سال دیگر خانواده کامکارها با پیوستن نسل سومشان می توانند جمعیتی را شکل دهند که به اندازه یک ارکستر بزرگ مجلسی نوازنده و خواننده و آهنگساز داشته باشد .

پس کامکار می تواند به اعتبار این شعر که «چون جمع شد معانی، گوی ببان توان زد» جبهه ای پر اعتبار و با پشتوانه را مقابل خوانندگان بگشاید ، جبهه ای که پیش از وی هنرمندان طراز نخستی چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمد رضا لطفی و دیگران گشودند اما درنیمه های راه فرسوده و خسته شدند و نتوانستند این مسیر پر پیچ و خم و سنگلاخ را استمرار بخشند


جمعه 15 دی 1385
بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - ستار

بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - ستار

آقای حسن ستار در بیست و هشتم آبان ماه سال 1328 شمسی در تهران متولد شد.وی از همان دوران کودکی چالاک و خوش قریحه بود.در آن روزگار در محله شهیاد تهران زندگی می کرد. به زمینه های مختلف ورزشی و هنری بسیارعلاقه مند بود خصوصا به فوتبال علاقه زیادی داشت و در تیمهای فوتبال بازی می کرد حتی بعدها در جوانی و میانسالی نیز علاقه مند و پیگیر فوتبال بود و حتی کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان نیز بود.در زمینه های هنری نیز همچون ورزش بسیار فعال بود.ستار تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند سپس در رشته اقتصاد بین المللی از مدرسه عالی بازرگانی موفق به اخذ مدرک لیسانس شد.
استعداد ذاتی ستار صدای دلنشین و تسلط و مهارت او در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی به او کمک کرد و او را به یکی از محبوبترین چهره های تاریخ موسیقی ایران تبدبل نمود.شهرت و محبوبیت ستار در سن 22 سالگی با خواندن ترانه "خانه به دوش"که بر اساس فیلم "خانه به دوش"(مراد برقی) به کارگردانی و بازیگری پرویز کاردان بود آغاز گشت و آن چنان اوج گرفت که نام او را برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودانه کرد.ستار از خوانندگان معروف بسیاری از برنامه های رادیویی و تلویزیونی شد و جزءخوانندگان خانواده سلطنتی ایران گشت .وی حدود 200 آهنگ و ترانه اجرا نموده است که بسیاری از آنها در زمره آثار ماندگار موسیقی ایران است به عنوان مثال می توان به ترانه های "
گل سنگم " "شازده خانم" "همسفر " "گل پونه" "صدای بارون" اشاره کرد.
یکی از افتخارات زندگی هنری ستار این است که از بخش روابط عمومی انستیتوی بین المللی عالیه (IFSI)شاخه مطالعات معاصر به پاس تلاش و هنرمندی در عرصه موسیقی به خصوص موسیقی ایران موفق به دریافت دکترای افتخاری رشته موسیقی شد .
وب سایت رسمی ستار او را به عنوان "a true Persian music icon"(شمایل شایسته موسیقی ایرانی )معرفی کرده است و در جایی دیگر می گوید دوستان و خانواده اش او را "the Persian Frank Sinatra"(فرانک سیناترای ایرانی )می نامند.شایان ذکر است که فرانک سیناترا خواننده و هنرمند بسیار مشهور قرن بیستم آمریکا است.همه و همه نشانگر شایستگی و شان والای او در موسیقی است.
در باره زندگی شخصی او نیز در این حد اشاره می کنم که ستار در سال 1978 میلادی به ایالات متحده امریکا مهاجرت کرد و در لس انجلس ساکن شد .سپس با خانمی که دو دختر5و8ساله(شینا و شیدا)داش ازدواج کرد و پس از مدتی ستار پدر دختر دیگری به نام شیلا گشت.
ستار ستاره بزرگ و درخشان موسیقی ایرانی همچنان دلنشین می خواند و با هنرمندی کم نظیرش جلادهنده دل طرفداران دهها میلیونی خویش است.
با ارزوی سعادت و سربلندی برای شما و ستار


نام آلبوم : همسفر

نام ترانه: همسفر

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم

سرنوشته مون یکی هر دو مون مسافریم

تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام

همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام

سخت دل کندن از این شهر و دل بستگیام

بودن از خونه جدا با همه خسته گیام

جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری

گرد غربت روتنم که بازم باید بری

بذار تا خستگی از این تن خسته بره

سخت دل بستگی از شهر دل بسته بره

اگه بذاری بیام من میشم سنگ صبور

گوش به قصه هات میدم شهر غربت راه دور

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم

سرنوشته مون یکی هر دو مون مسافریم

تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام

همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام

سخت دل کندن از این شهر و دل بستگیام

بودن از خونه جدا با همه خسته گیام

جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری

گرد غربت روتنم که بازم باید بری

بذار تا خستگی از این تن خسته بره

سخت دل بستگی از شهر دل بسته بره ه


نام آلبوم : مستی

نام ترانه: صدای بارون

بوی موهات زیر بارون بوی گندوم زار نمناک بو ی سبزه زار خیس بوی خیس تن خاک جادهای مهربونی رگای ابی دستات غم بارون غرور ته چشمات تو صدام قلب تو
شهر گل یاس فصل تو بازار خوبی اشک تو بارون روی
مرمر دیوار خوبی ای گل الود گل من ای تن الوده دل پاک
دل تو قبله این دل تن تو ارزونی خاک تن تو ارزونی خاک
بوی موهات زیر بارون بوی گندوم زار نمناک بوی شور زار
خیس بوی خیس تن خاک یاد بارونو تن تو یاد بارونو تن خاک بوی گل تو شور زار بوی خیس تن خاک همیشه
صدای بارون صدای پای تو بوده همدم تنهاییام قصه
های تو بوده وقتیکه بارون میباره تو را یاد من میاره یاد
گلبرگهای خیس روی خاک شور زاره ای گل الود گل من
ای تن الوده دل پاک دل تو قبله این دل تن تو ارزونی خاک
تن تو ارزونی خاک تن تو ارزونی خاک 
 


نام آلبوم : گل بانو

نام ترانه:  اشک عاشق

کسی برای من وتو دلش نسوخت
دستامون از هم جدا دستای سرد
کسی برای آخر قصه ما
واسه مرگ عشقمون گریه نکرد
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست

کسی برای من وتو دلش نسوخت
دستامون از هم جدا دستای سرد
کسی برای آخر قصه ما
واسه مرگ عشقمون گریه نکرد
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من همیشه از تو گفتنه
دل من محکوم به شکستنه

((آواز))
" گفتی بگو عاشق و بیمار کیستی؟
من عاشق تو ام،تو بگو یار کیستی؟ "

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من همیشه از تو گفتنه
دل من محکوم به شکستنه
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست


پنجشنبه 11 اسفند 1384
بیوگرافی شجریان

استاد شجریان در تاریخ ١/٦/١٣١٩ در مشهد به‌ دنیا آمد و
از چـهـار سـالـگـی‌ بــه‌ خوانندگی‌ علاقه‌مند شد. در سـال
1337 رادیـــو خراسان‌ او را به‌ همکاری‌ در رشته‌ آواز دعوت‌
کـرد و او در آغـاز کـار بـدون‌ هـمراهی‌ ساز باخواندن‌ اشعار
عـارفانـه‌ تـوجـه‌ هـنر دوستان‌ را جلب کرد و دیری‌ نپایید که
‌آوازه‌ شـهـرتـش‌ بـه‌ تـهران ‌رسید و برای‌ اجرای‌ برنامه‌هایی‌
در گـلـها توسط روان‌شاد «داود پیرنیا» دعوت‌ شد. در سال
‌1345بـا ایـن‌ برنامه‌ همکاریش‌ را شروع‌ کرد. از همان‌ سال
‌بـا اسـتـاد احـمد عبادی‌ آشنا شد و شاگردی‌ و دوستی‌ او
را بـرگـزید و از سال‌ 1346در کلاس‌ استاد مهرتاش‌ شیوه‌ و
سبـک‌ ایـشان‌ را فـرا گـرفـت‌. از سـال‌ 1350 با استاد فرامرز
پـایـور آشـنا و تــعلیم‌ سنتور و ردیف‌های‌ آواز استاد صبا را
دنبـال‌ کـرد. از سـال‌ 1352 نـزد اسـتــاد عبدا... دوامی‌ کلیه‌
ردیف‌های‌ موسیقی‌ کلاسیک‌ و اصـیـل‌ ایـرانــی‌ و تـصـانیف
قـدیم‌ و شـیـوه‌ تـصنیف ‌خـوانـی‌ را آموخت‌ و در سال‌ 1354
استاد نور، «علی‌خان‌ برومند»مراجعه‌ کرد و سبک‌ و روش‌ خوانندگی‌ سیدحسین‌ طاهرزاده‌ را فرا گرفت‌ و در خلال‌ این‌ ایام‌ نیز شیوه‌ خوانندگی‌ اقبال‌ السلطان‌، تاج‌ اصفهانی‌،ظلی‌، ادیب‌ خوانسازی‌، قوامی‌ و بنان‌ را از روی ‌صفحات‌ و نوارها با دقت‌ دنبال‌ کرد و به‌ رمز و راز شیوه‌های‌ خاص‌ هر یک‌ از آنان‌ به‌ گونه‌ای‌ راه ‌یافت‌. از سال‌ 1354 تدریس‌ هنرجویان‌ را در رشته‌ آواز در دانشکده‌ هنرهای‌ زیبای‌ دانشگاه ‌تهران‌ به‌ عهده‌ داشت‌ و تا سال‌ 1357 که‌
این ‌رشته‌ تعطیل‌ شد به‌ تعلیم‌ دانشجویان‌ مشغول‌ بود.  


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

نوشته ها ی پیشین
۲۱ساله .متولد ۱۳آبان .دانشجوی رشته تربیت بدنی.عاشق والیبال و لیگ NBA
Love Me Hate Me Ethier Way Im On Your Mind



شناسنامه کامل من...

Created By Behnam Parsa