بیکار بودم امدم وبلاگ زدم
بیکار بودم امدم وبلاگ زدم

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوعات


دانلود آهنگ

تعداد بازدیدکنندگان : 226930


جمعه 30 فروردین 1387
آخرین کلمات شخصیتهای مختلف قبل از مرگ

 

آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن...
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟
آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه...
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره...
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم...
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: پس مکانیکه میدونه که با دوست دخترش ...!
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است...
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها...
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری...
آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده...
آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره...
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟


سه شنبه 27 فروردین 1387
اس ام اس های دوست داشتنی


یکشنبه 25 فروردین 1387
10 دلیل محکم برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید!

دفاع از حقوق مردان

سلام «دفاع ار حقوق مردان» موضوع جدیدی است که از این به بعد سعی میکنم در این مورد بیشتر بنویسم.

 

10 دلیل محکم برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید!

1.     همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود.

2.     همکارانتان نمی توانند اشک شما را در بیاورند.

3.     مدت زمان مکالمه تلفنی شما حداکثر30ثانیه است.

4.     جنسیت شما هنگام مصاحبه برای استخدام مطرح نیست.

5.     در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.

6.     دوستان شما به کاهش یا افزایش وزن شما توجهی نمی کند.

7.     اگر34سال دارید و هنوز مجرید،احدی به شما گیر نمی دهد.

8.     لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا دنبالتان بکشید.(خیلی مهمه !)

9.      برای مسافرتی یک هفته ای، تنها یک ساک دستی کوچک نیاز دارید.

10.  می توانید ظرف10دقیقه حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

اصول مهم و غیر قابل نقض برای زن بودن ( البته برای یه مرد ! )

1.     زن جاش تو آشپزخونه است .

2.     زن موظفه صبح خروس خون بلند بشه ، شب جغد خون بخوابه.

3.     زن روی حرف مردش حرف نمی زنه ، والا کتک !

4.     زن موظف یه کاری کنه که صدای گریه بچه به گوش مرد نیاد.

5.     زن باید مرد خونه رو ترو خشک بکنه .

6.     زن باید کل صبح تا ظهر بالای سر دیگ آبگوشت باشه ، تا خوب جا بیافته.

7.     زن ظهر که مرد تو خوابه ، ظرف ها رو آرام می شوره تا خواب مرد بهم نریزه.

8.     زن نباید از مرد خونه پول بخواد ، شاید نداشته باشه ، خجل شه.

زن با لباس سفید اومده با کفن سفید هم از خونه مرد می ره.

پنجشنبه 22 فروردین 1387
درد و دل !!!

 

بعضی وقت ها با یه سری موجود طرف می شی که اگه صرفا همین دو تا گوش و چشم و صورت رو نداشتن توی اینکه بهشون بگی «سگ» ابای نداشتی.بعضی ها هستن کنارت که فکر می کنن به قول صادق هدایت توی مرکز ثقل زمین نشستن و کار و فکر و ذهن اونها بهترینه ! بابا دوست عزیز

بی خیال شو ! دنیا خیلی بزرگ تر از این کشور گربه ای شکل عزیز هست……….

ای کاش آدم ها درک می کردن که زمان و وقت مهمه ! مسئولیت پذیری مهمه ! سر وعده و حرف موندن مهمه…….

ای کاش آدم های اطرافت و حتی «خودت» درک می کردی که آقا یا خانم محترم صرفا ظاهر زیبا و لباس شیک نشون دهنده فرهنگ و شعور و توشعه یافتگی نیست.در ضمن عقل و شعور هم ملاکنیست ! یه خورده «انسان» بودن مهمه. ماها فقط کافیه سوخت شکم محترممون تموم یا دیر بشه دنیا رو رو سرمون خراب می کنیم. ولی حالا اگه یه کاری رو دیر انجام بدیم یا دیر سر یه قراری بدیم ، خیلی راحت می گیم خب مگه چی شده ؟!

ملتی که اگه بهش بگی کتاب می خونی ، می گه وقت ندارم ! ولی حاضره هر شب چند ساعت سریالهای ایرانی رو  ببینه و ادا اصول های اونا رو هر روز مثل یه تیک عصبی تکرار کنه ! ازش هیچ انتظاری نمی شه داشت.

ملتی که دانشجو جماعتش یا به فکر خواب ، یا تفریح یا گذران زندگی پای سیگار و منقل،

و یا به فکر سرانفرانسیسکو رفتن با دختر و یا دخترای دانشجوی که به فکر پیدا کردن معشوقه ای سینه چاک هستن و علم و پژوهش رو با مدرک و نمره اشتباه گرفتن و عمق

درک علمی اونا خوندن چند تا جزوه و یا در نهایت شاهکار خوندن Reference های وزارت

علوم هست، باید ازش قطع امید کرد.

از استادهای که فکر می کنن تویه سال 2008 باید به دانشجو جزوه بگن و با دخترای خوشگل کلاس لاس بزنن باید قطع امید کرد.

مردمی که نه مدرن هستن و نه سنتی به هیچ دردی نمی خورن ، چون گیج بین دو دنیا موندن .پدرانی که افکار سنتی دارن و صاحب فرزندانی با ظاهری مدرن و درونی تهی هستن راه به جای نمی برن.نه از فرهنگ چیزی باقی خواهد ماند نه از تمدن چیزی حاصل نخواهد شد.

ای کاش فردوسی زنده بود تا می دید که 30 سال رنج بردن برای نگه داشت فرهنگ کاری عبث هست چون مردم این دیار به سادگی از با اخلاق و بی اخلاق از مرد و زن از تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده آنچه در طول روز بر زبان می راند چیزی جز یاوه گویی و ناسزا نیست.

هر روز می شنویم فحش های جنسی که مردان نثار زنان می کنن.فکر نکنم که نیاز به ذکر جزئیات باشد ؟!

مردمی که زیبای زن و دختر را حمل به بدکارگی او می دانند مستحق زندگی در طویله و زشتی ها هستن ………………………….

بگذریم درد بسیار هست.ترجیح می دم فکر نکنم و سرم تو کار خودم باشه

 ملات زیر از سر هرچه هست ، همان است که هست …

کمی دیر متولد شده ام!خیلی دیر شاید…باید قبل از انقراض دیناسورها متولد میشدم،در یک جزیره ی گرمسیری ،زیر آفتاب داغ…بدون اینکه بفهمم خورده شدن توسط تیرانوس چه حسی دارد!

من تسلیم شده ام ...بیشتر از این نجنگ،تنها بیا غنائمت را بردار و برو…  چه اهمیت دارد خودم را به دار آویزم وقتی کلانتر شهر ،دزدی بی سرو پاست.

انسان این گونه است. دو چیز را زیاد بزرگ می کند: غم و عشق

تو نشسته ایی پایین پله ها و آبنبات چوبی ات را می مکی و به خیالت همه چیز داری! من اما هر پله ایی که بالا می روم از تو دورتر و دورتر میشوم.


چهارشنبه 21 فروردین 1387
رانندگی در اقشار مختلف - قسمت سوم

 

قسمت اول را اینجا بخوانید!

قسمت دوم را اینجا بخوانید!

5 - جوانان جواد

 تشخیص هویت ماشین جوادی :

- شاسی ماشین خوابیده و اکثرا رینگ ساده و دور لاستیک سفید 

- داشتن حداقل سه مدل بوق خفن

- داشتن لنگ جهت تنظیف

- دارا بودن ذوق هنری جهت درج عکس هنرپیشه های معروف بالیوود و هالیوود، خالیبوود و هیچینبوود و....وود

- داشتن دو آفتابگیر مجهز به جای سی دی جهت چنج کردن سریع سی دی ها

- ترجیحا" داشتن یک عدد مانیتور جهت اتصال به سیستماتیک اتومبیل

- باندهای خربزه ای همراه با تیوترهای خفن

 - حس طبیعت دوستی و قرار دادن گل پشت ماشین

- آویزون کردن انواع جاکلیدی و یا عروسکهای عجیب از قبیل اسکلت ، حیوانات وحشی و خانگی و ...

- به همراه داشتن حداقل یکی از موارد زیر : زنجیر ، چوب ، پنجه بکس ، چاقو ، خنجر، شمشیر ، لانچیکا ، سانچیکا و در صورت نیاز سلاح گرم !!

- به همراه داشتن مواد افیونی از قلیون گرفته تا زبونم لال سیگار

 - کنسول وسط ماشین فراموش نشه

- شیشه ها غالبا" دودی ، اونم با استفاده از برچسبهای دودی

- چراغهای لیزری چشمک زن و کور کننده با قابلیت مچ شدن با سیستم صوتی و رقص نور ( محل نصب چراغهای جلو جهت کور کردن ماشین روبرو )

- چراغهای آبی کمرنگ که جای خاصی برای نصب نداره همه جا میشه گذاشت حتی توی ... تو باک بنزین

 

طریقه سوار شدن:

1 – هنگام باز کردن در ماشین ( صدای دزدگیر ماشینش تا فرسنگها به هوا بلند میشه و تا اونو خاموش و درها رو بازکنه چند دقیقه ای وقت میبره ، در هنگام باز کردن در و قبل از سوار شدن به 45 جهت اصلی نگاه کرده و از اینکه همگان متوجه حضور ایشان شدن اطمینان حاصل کرده و دستی بر سر کشیده و با سر میشینه تو ماشین ....

2 – شیشه ها رو تا آخر میده پایین و در آینه بقل و وسط و اونور و اینور جمال مبارک خودشون نگاه میکنن و عینک دودی سفید یخچالی پدر بزرگش میزاره رو چشای قلمبیدش .

3 – سوئیچ که باز میکنه اول صدای حاج یساری میره هوا و خلاصه ملتی رو به فیض میرسونه و بعد شروع میکنه به استارت زدن ......

4 -  هیف ولوم ضبط از این بیشتر نمیشه وگرنه کل محله رو تذغیه میکرد !؟

 طریقه حرکت ماشین :

ایهیییهییی ( صدای تیکاف ) به زور یک نیمچه صدایی از حاصل دسترنج  تیکاف ایشون بلند میشه و بدون راهنما و نگاه کردن آینه به هر طرف که عشقش کشید حرکت میکنه  ( حتما" میتونه !)

 یک شات و نمای بسته از بیرون این آقا و ماشینش :

لاستیکای ماشین به علت ارتفاع ماشین از کف فقط نصفشون پیداست ، لاستیکها دارای قالپاق استیل و درز درها دارای نوارهای استیلی که عجیب به ماشین حال داده ، آینه دوچرخه بچه همسایه به جای آینه های بقل ماشین ، برچسبهای زیر آینه بقل که دیگه نگو ، هرچی گیرش اومده چسبونده ، اگه کمی توش دقت کنی احتمالا" فحشی چیزی هم از توش در بیاد ، به داخل که نگاه کنی فقط سر مبارک آقا جواد میبینی با یه دستش که رو فرمونه ، فقط میگی ماشینش صندلی نداره و جواد جون رو کف  ماشین چارزانو زده . چه چراغای قشنگی ، هر نوع چراغی که بگی به این ماشین آویزونه فقط یه مهتابی تو اتاقش کم داره که جدیدا" رویت شده و دوستان برای بهتر نخ کردن سوزن در ماشینشون از اون استفاده میکنن . (خدایی من نمیدونم بعضیا با چه انگیزه ای چراغای داخل ماشینشون موقع رانندگی روشن میزارن ؟!) ، اگر ماشین صفر خریده باشه احتمالا هنوز پلاستیکهای روی صندلی و دور دستک راهنما و حتی سپرش به راحتی به چشم میخوره و لکه های خونی که خاطره خون کردن جوجه خروس همسایه توسط مادر بزرگ مهربان رو به یاد میاره و دیگه جزیی از ارقام و رنگهای پلاک شده به طوری که هنوز زنبورها و مگسها دورش جمع میشن .

  قوانین رانندگی این دوستمون از زبون خودش :

- نرسیده به چهارراه حامل چراغ قرمز اگه همه واستاده بودن که هیچ اما اگه سبز یا حتی زرد بود ، هر جا که بودی دو تا پاتو بزار رو گاز و گوله کن ،  تا بتونی از چراغ رد شی.

- اگه عابر پیاده داشت از خیابون رد میشد باز به بند 1 رجوع و عینا عملیات فوق را انجام بده تا عابره از رو بره و دیگه کل کلی نیاد از خیابون رد شه ، در ضمن خیلی حال میده وقتی عابره برای حفظ جونش ،  خودش پرت میکنه ... آی میخندی .

- دور میدون عمرا" اگه سرعتت کم کنی ، مث گاو باید سر انداخت پایین رد شد(بلانسبت(              

- اصلی ؟ فرعی ؟؟ چی ؟ اینا کشکه بابا !! جمش کن ، هر کی قلدر تر باشه اون رد میشه ، راه دادن در قانون ما جایی نداره ، هر کی بهتر راه بگیره اون راننده اس ...

- راهنما مال بچه سوسولاس ، هر وقت طلبه بودی  هرجا حال کردی و هر طرف عشقت کشید بپیچ ، کی به کیه ؟!

- خط وسط خیابونا برای قشنگیشه ، آی حال میده لاستیک بندازی روشون ، برای خطوط ممتد و غیر ممتد هم بیخودی اومدن قانون گذاشتن ، هر جور خواستین با خطوط برخورد کنین .

یه نکته مهم خدمتتون بگم که ما بهمون بر میخوره اگه کسی رومون بپیچه یا راه بگیره یا ... اگه همچین اتفاقی بیفته وامیسیم تو راه و سرمون از پنجره ماشین میاریم بیرون و هر چی تا حالا فحش یاد گرفتیم نثار روح گذشتگان و آیندگان طرف میکنیم بیخیال اینکه دور و ورمون زن و بچه مردم دارن رد میشن و پشت سرمونم  ماشینا صف کیشیدن ...

جا پارک برای ما زمین خداس ، هر جا خالی باشه وامیستیم ، میخواد پیاده رو باشه، دوبله که چیزی نیست چوبله باشه ، رو پل ، تو خونه مردم ، خلاصه هر جا که غم نباشه.

چراغامون تو شبا حال نمیکنیم روشن کنیم یعنی offline  و با چراغ خاموش کانکت خیابونا میشیم

 

 

نکته آموزشی : مقابله با مثل کردن با این افراد دور از شئونات انسانی است . خیلی سعی نکنین حرف شما رو قبول کنن اصلا" بیخیالشون شین و به راهتون ادامه بدین چون حرف زدن بی فایده است .


6 - دختران جوان و جویای نام

 شناسایی ماشین :

- رنگ ماشین معمولا" روشن و فانتزی میباشد از قرمز عنابی گرفته تا سبز مغز فندوقی

- ماشین برق میزنه از تمیزی

- حتما" خرسی پشمالو یا گربه ای ، سگی ،  غورباقه ای چیزی تو ماشین پیدا میکنی البته عروسکش

- فضایی کاملا" معطر و تر وتمیز

- ماشین نیمه اسپرت تا همون حد رینگ و لاستیک و سیستم صوتی

- آینه زیر آفتابگیر معمولا" بزرگتر از سایر ماشینهاست

- جا سوییچی فینگیل قینگیلی عروسکی

- فضای داشبورد کمپلت تخصیص داده شده به لوازم آرایشی از قبیل رژ ، سایه ، ریمل ، مداد رنگی چشم ، لاک غلط گیر ، انواع ادکلن و اسپری ، انواع پودرها و کرم های سفید کننده ، براق کننده ،حالت دهنده ، حجم دهنده ، کم حجم دهنده ، ضد آفتاب دهنده، ضد مهتاب دهنده ، پنتک ، پنکه ، شیر فلکه ، ناخن گیر ، ژل مو ، واکس  مو و واکس کفش   (همزمان) ،عینکهای دودی برای فصول مختلف ، لیوان کوچولو شخصی ، مسواک و خمیر دندان ، خلال و یا نخ دندان و .... که دیگه نمیشه گفت (خلاصه اینطوری بگم اگه اون در باز کنی باید سه روز وقت بذاری اشیا فوق رو برای خانوم جمع آوری کنی)

   طریقه سوار شدن:

-  قبل از سوار شدن با چشمان خودتون میتونین نمونه ای از Fashion Show رو ببینین .

-  دو متر مونده به ماشین خانوم دستش دراز میکنه به صورتی که مقداری متمایل به جلو خم میخوره و جیگیلی دزد گیر ماشین به صدا درآورده و در رو باز میکنه

-  از اونجا که دخترا مثل خانومها پربار نیستن و سبک بار هستن به راحتی از در سمت خودشون سوار میشن .

-  طریقه نشستن به این صورت است که ابتدا نشیمنگاه وارد ماشین میشود ، سپس سر مبارک و بعد هم پاها کشیده میشن تو .

-  در هرگز با ضربه اول بسته نمیشه و مجددا" اونو دو باره و یا سه باره هر سری محکمتر از سری قبل میبندن

-   اکثرا" بدون دستکش دست به فرمون نمیزنن

-  دو تا دست حتما" باید به فرمون باشه البته جدیدا" اونایی که ادعایی در این زمینه دارن یک دستی هم رانندگی میکنن

-  زاویه نشستن پشت فرمون ماشین  دقیقا"90درجه

- صندلی – آینه – دنده خلاص – راهنما – اینه بغل – ترمز دستی – کمربند ایمنی – استارت – دنده یک – حرکت ( صادرات کادح)این مراحلی هست که دختر خانومای گل، کف دستشون نوشتن و به ترتیب رعایت میکنن . ( آفرین )

 طریقه حرکت ماشین :

دخترانی که  کمی اکشنشون بیشتره ( فعال ترن ) معمولا" برای خودنمایی (  که تو ذاتشون هست)  تیکاف میکشن و حرکت میکنن .

در بین راه بارها به آینه وسط ماشین نگاه میکنن به دو علت 1- به خاطر اینکه ببین آرایششون به هم نخورده و یا خدایی نکرده موهاشون اشتباهی اینور اونور نشده باشه  و 2- به خاطر اینکه ببین پسری دنبالشون هست یا نه ؟

اصولا" در نظریات و فرضیات این عزیزان بوق زدن ماشینها و یا چراغ دادن و یا هر نوع حرکتی مشکوک یعنی اینکه راننده مقابل از ایشون خوشش اومده  و به فکر برقراری ارتباط با ایشون هست ، در نتیجه خودشون قیف گرفته ، شیشه ها تا دینش بالا و وانمود میکنن که هواسشون جای دیگست .

در صورتیکه کسی پیدا نشه که بهش شک کنن ،  حس ماجراجویانشون گل میکنه و به اولین مذکر در حال حرکت به قول بابابزرگم یک « عشق اله »  میرسونن ، یعنی اینکه آره ما هم هستیم . پسر بیچاره اگه مثل ما سر به زیر و مثبت باشه که نیم نگاهی به طرف میکنه و به راهش ادامه میده ولی اگه مثل ما نباشه وامصیبتا ، از اینجاست که قصه شروع میشه.

پایان

اگر راننده از نسل جوادآباد باشه که کار خانوم کاملا" مشخصه ، یا گوشه بیمارستان یا قبرستان اون هم به علل زیر :

جوادی که در قسمتهای قبل ازشون تعریف کردیم شدیدا" براشون افت داره که از یک دختر بخوره بنابراین تا میتونه رو دختر مردم میپیچه ، بوق میزنه ، مماس بازار و تیریپ آینه به آینه ور میداره تا دختر مردم سکته بده و  یا یک بلایی سرش در بیاره .

گروه بعدی هم که بر و بچه های با صفای ریس هستن و از اونجا که در کنار دست فرمون مرام هم دارن خدا را به خاطر این نعمت شکرگذاری کرده و به دنبال ماشین مونث جهت کل کل به راه میفتن .

هر چند این کارها خالی از خطر نیست  ولی به شرط حرفه ای بودن دو طرف ایرادی نداره ، چه بسا در طول راه شرکت کنندگان دیگری هم جذب این مسابقه بزرگ بشن و بیچاره عابرین پیاده که مثل مرغ باید به اطراف پراکنده بشن و فرار کنن . در بزرگراهها اگر شانس داشته باشیم و کنترل نامحسوس به تورمون گیر نکنه ! بازار لایی کشی و آینه به آینه گرم خواهد بود ، در کوچه های خلوت هم که فرصت مناسبی برای دستی کشیدن و حرکات ژانگولر با اتومبیل از فبیل دور در جا از مدل آمریکایی و فرانسوی  گرفته تا راکول ، ردفورد ، اسکات و دیگر حرکات  .

حتی در جاهای شلوغ هم قبلا" میشد ولی الان سخت میشه .

دختر خانومهای امروزی هم خوشبختانه حرفی برای گفتن دارن و بعضا" این حرکات انجام میدن که خوب واقعا" تحسین برانگیزه .

خاطره ای در مثال برای مطالب فوق به ذهنم رسید که چند وقت پیش برای خودم اتفاق افتاد . روزی دانشگاه رو به مقصد منزل ترک کردم . 100 متر که راه رفتم یکی از دختران شیرین سخن دانشگاه به همراه 2تن دیگه از همنوعانش به کنار من آومدن و روم فرمون گرفت ، از اونجا که من جزو بچه های مثبت گروه هستم چون آشنا بود کاری نکردم ولی در این حین عده ای از پسران دانشگاه و دوستان خودم بوق بوق زنان رفتن دنبالشون . انقدر رو همدیگه گرفتن و با هم کل کل کردن که ناگهان خانم راننده کنترل ماشین از دست داد و به سمت راست منحرف شد همونجا پسرا هم در حال سبقت از سمت راست بودن ، در نتیجه دخترا با سرعت پیچیدن رو پسرا و با همون سرعت خوردن به ماشینهای پارک شده کنار خیابون و بعد رفتن تو جداول ، پسرها هم زدن به دوچرخه سوار کنار خیابون و.....

بله دخترا یکی سرش شکست و یکی پاش ، دوچرخه سوار هم دست و پاش ، 5تا ماشین کنار خیابون از شدت ضربه خسارت دیدن و پسرها هم شدیدا" دستپاچه شده بودن . که خدا رو شکر کاریشون نشد .

این درسی باشه برای همه که وقتی جو میگیردشون با همدیگه کل کل نکنن .

درسته بعضی دخترها از لحاظ دست فرمون کارشون درسته ولی فقط کافیه دستپاچه بشن اونوقته که خدا رحم کنه .

 

 پایان نامه :

 

این موارد به استثنا شما دوست هم گروهی هست ، اصلا"به خودتون نگیرین شما ماهین . گل . 

 اکثر جوونایی که در گروههای مختلف نام بردم چه دختر و چه پسر  عشق ماشین هستن و دارای مشخصاتی از قبیل باد داشتن مغزلذا خواهشا" این یادتون باشه که غرور و جنون از رانندگیتون دور کنین . فقط کافیه خدایی نکرده یک تصادف کوچیک منجر به جرح داشته باشین ، اون موقع هست که میفهمین باید روی اصول و طبق مقررات رانندگی کنین .

کاش یک روزی برسه که اصلاح از خودمون شروع کنیم . ( دارم به خودم میگم )

 

تمام این موارد گفتم اما دیگه مگه میشه کل کل کرد یا سرعت رفت ؟! سهمیه بندی بنزین دست ما  رو بسته . من خودم شخصا" ته کارتم 10لیتر دیگه دارم . بنابراین خیلی بیجا کنم از 60 تا بیشتر برم ، دستی بکشم ، کل کل کنم ، برم پیست و یا ...

 

 


شنبه 17 فروردین 1387
رانندگی در اقشار مختلف - قسمت دوم

 

قسمت اول را اینجا بخوانید

3 -  پیرمردهای محترم و عزیز

 ابتدا شناسایی جناب پیرمرد و خانوم پیرزن : ایشان دارای قامتی خمیده و احتمالا" دارای عصا بوده و 98درصد انها دارای عینکهایی با فرم بزرگ میباشند .

 مشخصات ماشین : ماشین ایشان اکثرا" از مدلهای قدیمی بنز – تویوتا و کلا ماشینهای تولید خارج از کشور مدل دوران رنسانس میباشد

 طریقه سوار شدن و نشستن : ابتدا به دنبال سوئیچ ماشین گشته و بعد از طی زمانی غریب به 15دقیقه موفق به یافتن آن میشوند که داخل جیب کوچک کیف و یا کتشان بوده است . بعد از گشایش در به سختی سوار ماشین شده و سپس مشغول باز کزدن قفل فرمان میشوند ( قفل فرمان رکن اصلی ماشین است و بی آن ممکن نیست ، پس لطفا عجله نفرمایید و اجازه بدین قفل را با خیال راحت باز کنند ) بعد از عملیات فوق ماشین استارت میخورد.

زاویه نشستن این افراد کمتر از 80درجه هست به طوریکه معمولا سر بسیار نزدیک قربیلک فرمان قرار دارد.

طریقه استارت و شروع به حرکت ماشین : به آرامی دنده را یک کرده و با احتیاط فراوان و به صورت نیم کلاج حرکت میکنند و تا زمانی که 150درصد مطمئن نباشند که در فاصله 20متری آنها موجود زنده ای پر نمیزند محال است که کلاج را ول کنند و یا دنده را تعویض نمایند . معمولا" این ماشینها عملا" سه دنده دارند و حداکثر سرعتی که در این مدت به خودشون دیدن 75km  بوده که آن هم احتمالا" یا هواس راننده پرت بوده و یا به علت دیسک کمر پا قفل شده و ناخواسته به این سرعت رسیده است .

طریقه دور زدن و یا نگهداشتن اتومبیل : برای گردش به چپ ابتدا آینه ها را بارها و بارها نگاه کرده و سپس با سرعت 50 کیلومتر که استاندارد حرکتی ایشان میباشد از منتهی علیه سمت راست خیابان به سمت چپ طی طریق میکند . در این مرحله ماشینهای پشت سر باید رعایت سن و سال رابکنن (چون حاجی مطلقا" نه از سرعت خود کم میکنه نه اضافه)  حتی در بعضی مواقع با زاویه ای حدود 75درجه به اونور خیابون حرکت میکنند . در مورد راهنما زدن هم لازم به ذکر است که گاهی در هنگام پیچاندن فرمان دستشون به دستک راهنما خورده و روشن میشود که اکثرا" این اتفاق می افتد چه بسا در مواقعی برف پاک کن ماشین هم به آن اضافه میشود .

نکته مهم : شما در هر حالت و هر مکانی هستید و متوجه راننده مسنی شدید شکیبا باشید و از انجام دادن عملیاتی چون بوق زدن ، چراغ دادن ، صداهای ناجور درآوردن ، زبونم لال فحش دادن و بال بال زدن بپرهیزید زیرا به محض دیدن هر یک از کارهای شما سرعت ماشین کمتر شده و احتمال خاموش شدن و یا انحراف آن فراوان است .