بیکار بودم امدم وبلاگ زدم
بیکار بودم امدم وبلاگ زدم

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوعات


دانلود آهنگ

تعداد بازدیدکنندگان : 226945


یکشنبه 30 دی 1386

من دارم میرم.آخر هفته برمیگردم.

شما کاری ندارید؟

 


جمعه 28 دی 1386
محرم

نام : حسین علیه السلام ، در تورات شبیر و در انجیل طاب آمده است.

پدر: على بن ابى طالب علیه السلام .

مادر: فاطمه زهرا علیها السلام .

جد: رسول الله صلى الله علیه و آله .

جده : خدیجه بنت خویلد سلام الله علیها.

کنیه : ابوعبدالله و ابو على .

تولد: سال سوم هجرت (21) و بعضى سال چهارم هجرت گفته اند.

مدت امامت : ده سال .

عمر شریف : 57 سال .

محل دفن : کربلا.

غاضب حق خلافت : یزید بن معاویه علیه العنة و العذاب .

لقب : رشید، و فى ، طیب ، السید، الزکى ، المبارک ، التابع لرضات الله الدلیل على ذات الله ، سبط، شهید و سعید.

باز هم ماه محرم آمد.باز تاریخ تکرار خواهد شد.دوباره خداوند آسمانها در سرمای زمستان آفتاب سوزان عاشورا را به آسمان فرا می‌خواند تا به خورشید بگویدبه خودت نبال و به صورت برافروخته امام حسین،بنده‌ی من نگاه کن.ببین که چگونه از شوق وصال یار سرشار از نشاط و صلاوت است.

پروردگار به آب می‌گوید که به خودت مغرور نباش که اگر نباشی انسان می‌میرد.مگر نمیبینی که امام حسین و یارانش برای رسیدن به من تو را هم فراموش کردند!

حسین.فرزند رسول خدا.پسر فاطمه و علی.برادر حسن.

جلوه‌ی حضور خدا روی زمین.علت قرار آسمان و زمین به مانند پدر و جد و برادرو فرزندان خلفش.

جایی شنیدم که دانشمندی گفت هنر جلوه‌ای از عشق هست.پس امام حسین هم هنر خداوند هست.چون عشق خداست و امام حسین جلوه‌ی او.

روز عرفه اهل بیت را فراخواند هوای نینوا کرد.حج را به ظاهر نیمه کاره گذارد و با کاروان آفتاب راهی صحرای کربلا شد.

از حریم کعبه‌ی جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

72 تن از یاران با وفای خودش رو هم همراه خودش برد.کوههای صفا و مروه جلویش سر خم کردند.کوی منا هم تاب ایستادگی در مقابل او نداشت و سیل اشکش رو روانه‌ی راه امام حسین کرد.نه برای جنگیدن رفت نه برای پیروزی.نه برای اعلام مخالفت و نه برای گرفتن حق حکومت.

میبرد در کربلا 72 ذبح عظیم     بیش از اینها حرمت کوی منا داردحسین

زینب را باخود برد تا اینبار هاجر در زمین کربلا سعی صفا و مروه کند.محرم نه ماه عزاست و نه ماه مشکی پوشیدن.محرم ماه سفید پوشیدن و افتخار هست.ماه اشک شوق ریختن هست.ماه غبطه خوردن و تفکر.ماه تکرار واقعه غدیر خم.عاشورا روزیست که دوباره شنیده می‌شود نجوایی که می‌گوید بخوان به نام پروردگارت که آفرید تورا!

ظهر عاشورا و تیغه‌های آفتاب کربلا همان آتشیست که بر ابراهیم گلستان شد.حسین اهل بیت رو با خودش برد به سفری که اشراف کامل به آن داشت.امام حسین خاندان خود رو به فدای فرمان پروردگار دعوت کرد.

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیر    ور نه ابن بی‌حرمتیها کی روا دارد حسین

محرم ماهی که همگان وجود خدا را به چشم می‌بینند.محرم ماهی هست که باید فریاد زد لا‌اله الا الله.حسین.حسین.وای حسین!

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می‌کند    عزت و ازادگی بین تا کجا دارد حسین

در کتابی نوشته بود در روز عاشورا هرچقدر آتش جنگ افروخته‌تر میشد چهره‌ی امام حسین هم منورتر و شادابتر میشد.صورت او مانند ستاره‌ای میدرخشید و آرامش سراسر وجود اورا فرامی‌گرفت.

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست    اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

اما بشنوید از او که در آن لحظات به یاران خود چه می‌گفت؛ای فرزندان بزرگ زادگان،ای عزیزان بلند پایه و ارجمند.صبر و شکیبایی پیشه گیرید.مرگ چیزی نیست مگر پلی که شما را از روی خود عبور می‌دهد از گرفتاری و شدت و مضرت،به سوی بهشت و نعمتهای جاویدان الهیه.پس کدام یک از شما دوست ندارد که از زندانی به سوی قصری انتقال یابد؟

ابا‌عبدالله به نقل از امیرالمومنین که از پیامبر روایت کرده،فرمود:دنیا زندان مومن هست و بهشت کافر.مرگ پل عبور برای مومن به سوی بهشت.نه من دورغ می‌گویم و نه به من دروغ گفته شده است.

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بله این حال و هوای سیدالشهداست در هنگام شهادت.در روزی که لحظاتی چند با مرگ از نظر ما و وصال به معشوق از لحاظ حقیقت فاصله‌ای نداشت.

اما به نظر شما محرم امسال چه کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باز هم مشکی بپوشیم؟باز هم به همدیگه بدون اینکه بدونیم در اصل چه اتفاقی افتاده،تسلیت بگیم؟اشک بریزیم که امام حسین تشنه به شهادت رسید؟اشک بریزیم که علی اصغر در نوزادی به شهادت رسید؟

آره گریه کنیم.اشک بریزیم.اما بدوینم که چرا اشک میریزم.بدونیم که چرا امام حسین طفل شیرخواره‌ی خودش رو هم به جنگ برد!مگه نه؟

آیا امام حسین برای اینکه به بهشت بره و در اونجا در باغهای بزرگ زندگی کنه حاضر به این کار شد؟

چرا امسال محرم کمی فکر نکینم؟چرا امسال امام حسین رو به معنای واقعی نشناسیم؟چرا به ازادگی و بزرگی امام حسین تامل نکینم؟

تاحالا به این فکر کردین که چرا خداوند ابراهیم را در هنگام ذبح سر فرزندش سربلند از آزمایش خواند و به او دستور داد که از بریدن سر، دست بکشد اما فرزند محمد را جز به بریده شدن سرش رضایت نداد و او را با ذبح شدن سرش پذیرفت؟

مگر نه اینکه پیامبر فرمودند حسین از من است و من از حسین؟

حسین.سیدالشهدا.ثارالله.باب‌الجنات.

امسال محرم چه کنیم؟باز هم زنجیر بزنیم؟ امام‌حسین شهید شد تا ثواب ببره؟امام‌حسین در میدان نبرد روز عاشورا با لب تشنه در ظهر سوزان صحرای کربلا برای چه به نماز ایستاد؟

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست   هرزمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

خوش به حال روز های سال.خوش به حال فصلهای سال.خوش به حال ابر.خوش به حال باران و برف.خوش به حال اون روزی که عاشوراست.خوش به حال اون کسی که روز عاشورا سفید می‌پوشه!

ساز عشق است و به دل هر ضخم پیکان ضخمه‌ای

گوش کن عالم پر از شورو نوا دارد حسین

ماه محرم  میچرخه تا رعایت اعتدال بشه.مگه زمستان و برف و سرما و آسمان دی و بهمن و اسفند دل ندارند که در محرم اشک شوق بریزند؟خورشید زمستان مگه نباید صحنه عشق بازی خورشید عاشورا رو در زمین کربلا ببینه؟

خوش به حال ایام نوروز که در مقابل عظمت امام حسین زانو میزنه و سر تعظیم فرو میاره!مهتاب شبهای تابستان دلش می‌خواد آسمان رو در شبهای آرام روشن کنه تا در محرم،در نیمه های شب شیعیان امام حسین زیر نور اون به نماز شب با یاد امام حسین و یارانش بایستند و هرلحظه آب می‌نوشند بگویند به فدای لب تشنه‌ات یا اباعبدالله!

پاییز و مهرش هم که دل را اماده می‌کنند برای ارائه محبت و خلوص!پاییز که خود عاشق است اما عشق پاییز به کیست؟چرا پاییز رو میگن فصل عاشقها؟پاییز عاشق کیه که اینقدر براش اشک میریزه و اینقدر غصه تو دلش داره؟

آه چقدر معرفت دارند این ماه و ایام سال قمری که می‌چرخند و عدالت رو برای همه ایام سال رعایت می‌کنند.

امام حسین نماد انسانیت و بزرگیست.سمبل آزادگی و عاشقی!این روزها هر زمان که با یه نفر صحبت از عشق می‌کنی ازش بپرسی عاشق کیه و چی کارباید کنه میگه که برای رسیدن به معشوق باد از هر کاری که میتونی دریغ نکنی و از جونت مایه بگذاری!

حالا با این تفسیر ما در مورد امام حسین چی بگیم؟دیگه چه کاری بود که برای رسیدن به معشوقش نکرد؟

حج رو به ظاهر نیمه کاره رها کرد و دعای روز عرفه رو خواند و با تمام اهل بیت به سمت کربلا رهسپار شد!

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز     با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

امام حسین برای چی به سمت کربلا رفت؟رفت تا بعد از 1400 سال از برای اون نذر کنیم و قیمه بپزیم؟مشکی بپوشیم و زنجیر بزنیم؟برای اینکه ازش بخواهیم تا مشکلات دنیایی ما رو حل کنه؟تا فقط هر زمان مشکلی برامون پیش آمد صداش بزنیم؟

او وفای عهد را باسر کند سودا ولی    خون دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

امام‌حسین که قرار زمین و آسمان از برکت وجود او بود!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!! !!!!!!!

او که وقتی سر از تنش جدا می‌کردند نظرش به پیرمردی که در گوشه‌ای از دنیا در فرسنگها فاصله ازش قرار داشت،هم بود.آیا باید برای تشنگی امام حسین گریه‌ی غم بریزیم یا اینکه مثل خود او از برای کاری که کرد اشک شوق بریزیم؟

شما امسال به این سوال چگونه جواب میدین؟

به نظر شما امسال محرم چه کنیم؟

زیارت عاشورا

دانلود فایل

 


چهارشنبه 26 دی 1386
عجیب!!!

در زندگی زخم های است
که روح انسان را در انزوا
مثل خوره میتراشد
این دردها را
به کسی نمی توان گفت
اگر بگویی باور نمی کنند
و می گویند
عجیب استثنایی است...

 "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم."


دوشنبه 24 دی 1386
خنده یا تاسف

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

 

چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

 

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

 

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!

 

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

 

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم!

 

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

 

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم!

 

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

 

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو  می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

 

خنده داره . اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

 

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.

 

آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!

خنده داره؟ ...... نه   تاسف آوره


شنبه 22 دی 1386
برید هفته دیگه بیاید

 

امتحان ها تعطیله، فقط کسایی حق دارن وارد دانشگاه بشن که می خوان برف بازی کنند

 

 

سلام به جماعت وبلاگ باز

خوب تو یه شب برفی باز هم با یه پست جدید امدیم خدمتتون

اول از همه یه مکالمه تلفنی .چند دقیقه قبل:

 

- سلام بهنام

- سلام ...

- امشب راحت بگیر بخواب

- ممنون! مگه چیزی شده

- هیچی الان اخبار اعلام کرد تمامی امتحانهای دانشگاه آزاد با چند جای دیگه رو به علت بارش برف تا اول بهمن عقب انداختن.

- شوخی میکنی؟!!

- باور نمیکنی؟ بزن شبکه خبر داره زیر نویس میکنه.

- باشه مرسی خبر دادی.

- خواهش.راحت بگیر بخواب. نشینی تا صبح عین .. بخونی.باشه.

- باشه.مرسی .

- خوابهای خوب ببینی!

 

(البته چون یه حرفهای خصوصی و شخصی هم زده شد اونها رو سانسور کردم)

چند دقیقه بعدش هم اینs.m.s  امد:

 

فقط با روشن کردن یک بخاری اضافه،شما هم در تعطیلی مدارس،دانشگاه ها،و ادارات سهیم باشید.

 

این چرت و پرتا چیه میفرستی عزیز من؟!!

- چرا؟

آخه عزیز من همین کارها رو میکنید که یه هفته اس کل مملکت تعطیل شده.

بابا یه هفته زحمت کشیدیم شبا تا صبح بیدار نشستیم هی چای ریختیم درس خوندیم که مثلا دو روزه دیگهامتحان داریم. (24/10 حرکت شناسی،26/10 یادگیری حرکتی)حالا  شده!Cancelمیگن امتحانها

حالا باید بریم بلوار چمران برف بازی.

خوب البته به نفع اونهای شد که نخونده بودن.ولی اگه کسی تا حالا چیزی نخونده مطمئنا این چند روزه هم مثل روزهای قبل " همون آش و همون کاسه است."

 

خوب بسه دیگه. تو این چند دقیقه شونصد بار از همه کانالها گفتند که مدارس و دانشگاه ها تعطیل .

کاری ندارید؟میخوام بگیرم بخوابم.تا فردا صبح که نمیدونم چقدر برف باریده

 

BYE .BYE

 

 


جمعه 21 دی 1386
درسهای از دکتر علی شریعتی

 

 

انسان ،بودن نیست ،شدن است .

 

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است !

 

 

انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت ،بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته !

 

 

آزادی معبود من است. به خاطر آزادی ،هرخطری بی خطر،هر زندانی رهایی،هر جهادی آسودگی و هر مرگی حیات است.

 

 

خدایا! مرا از همه فضایلی که به کار مردم نیاید، محروم ساز!

 

 

خدایا! در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا، با نداشتن و نخواستن رویین تن کن!

 

 

خدایا! به هرکه که دوست می داری بیاموز: عشق از زندگی بهتر است، وبه هرکه دوست تر میداری، بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر!

 

 

سرمایه های یک دل، حرفهای است که برای نگفتن دارد!

 

 

زندگی چیست؟نان، آزادی، فرهنگ، ایمان و دوست داشتن!

 

 

اگر تنها ترین تنهاها شوم، باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست!

 

 

خدایا:

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم

اما آنچنان که تو دوست داری

چگونه زیستن را تو به من بیاموز

چگونه مردن را من خود خواهم آموخت

 

دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز هنگام با آن اوج مییابد.

 


شنبه 15 دی 1386
باش با او(متن آهنگ وبلاگ)

 

این هم به در خواست شما متن شعر آهنگ وبلاگه

....

نیمه شب آواره و بی حس و حال

 

در سرم سودای جامی بی زوال

 

پرسه ای آغاز کردیم در خیال

 

دل به یاد آورد ایام وصال

 

.

از جدایی یک دو سالی می گذشت

 

یک دو سالی از عمر رفت و بر نگشت

 

.

.

دل به یاد آورد اول بار را

 

خاطرات اولین دیدار را

 

آن نظر بازی آن اسرار را

 

آن دو چشم مست آهو وار را

 

.

هم چو رازی مبهم و سر بسته بود

 

چون من از تکرار او هم خسته بود

 

.

آمد و هم آشیان شد با من او

 

هم نشین و هم زبان شد با من او

 

خسته جان بودم که جان شد با من او

 

ناتوان بود و توان شد با من او

 

.

دامنش شد خوابگاه خستگی

 

این چنین آغاز شد دلبستگی

 

.

وای از آن شب زنده داری تا سحر

 

وای از آن عمری که با او شد بسر

 

.

مست او بودم ز دنیا بی خبر

 

دم به دم این عشق میشد بیشتر

 

.

آمد و در خلوتم دمساز شد

 

گفتگوها بین ما آغاز شد

 

.

.

گفتمش:

 

گفتمش:در عشق پا بر جاست دل

 

گر گشایی چشم دل بیناست دل

 

گر تو زورق بان شوی دریاست دل

 

بی تو هر دم شام بی فرداست دل

 

.

دل ز روی عشق تو حیران شده

 

در پی عشق تو سرگردان شده

 

.

گفت:

 

گفت:در عشقت وفادارم بدان

 

من تو را بس دوست می دارم بدان