بیکار بودم امدم وبلاگ زدم
بیکار بودم امدم وبلاگ زدم

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوعات


دانلود آهنگ

تعداد بازدیدکنندگان : 226925


دوشنبه 28 آبان 1386
مهم ترین سوال های جامعه ایرونی!!

 

1) اجتماعی: 

کی عاشق کی شده؟

کی مراسم می گیرن؟

مهریه­اش چقدر بود؟

جهیزیه اش چیا بود؟

آیا حامله است؟

چی زائیده؟

 


 

2) هنری: 

کی با کی  نسبت داره؟

کی چقدر می گیره؟

کی قراره با کی ازدواج کنه؟

کی با کی به هم زده؟

کی کجا رقصیده؟

 


3) اداری: 

کی چقدرمی گیره

کی قراره مدیر بشه؟

کی با مدیر نسبت داره؟

کی با مدیر به هم زده؟

کی قراره ازدواج کنه ؟


۴) مراسم عروسی  

کی چی پوشیده؟

کی چی خریده؟

کی چی مالیده

کی با چی آمده؟

کی بخاطر کی نیومده؟

 


 

۵)بعد از مراسم:

کی چی پوشیده بود؟

کی چی آورده بود؟

کی چرا نیومده بود؟

کی بدون دعوت آمده بود؟

کی بود که چیز مناسبی نپوشیده بود؟!


 

۶) ترکیبی: 

کی، کجا و با کی نسبت داشت که حالا داره چقدر می گیره؟ 

کی عاشق کی بود که حال چرا بره با یه، کی دیگه ازدواج کنه؟ 

کی از کجا آورد که تونسته چی بخره؟ 

کی با کی به هم زده که با کی خوب شده؟

کی با کی کجا رقصیده بودن که چرا چیز مناسبی نپوشیده بودن؟ 


پنجشنبه 24 آبان 1386
قوانین مورفی

قوانین مورفی توسط شخصی بنام کاپیـتـان ادوارد مورفی
مهندس نیروی هوایی، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور
گذاشت. وی هنگامی که روی پروژه ای در نیـروی هـوایــی
مشغول بررسی روند کار بود متوجه شد که تراسفورماتور
به صـورت نـادرسـتی سیم پیچی شده در مـورد تکنسین
مربوطه چنین گفت:"اگر این تکنسین راهی باشه تا بتونه
کـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پیدا میکنه." قـوانین
مورفی اکنون افزون بر هـزاران قانون می بـاشد کـه توسط
افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه ای از
قـوانـیـن حـاکـم بر زنـدگی هسـتند کـه اکثر آنها از بدبینی
نشات گرفته و جنبه شوخی دارند امـا بسـیاری از آنها نیز
عینیت و واقعیت دارند. اکنون به برخی از این قوانین توجه
کنید:

1- اگـر قـرار بـاشه کاری خراب بشه و درست پیش نره، حتما خراب می شـه آن هـم در نامناسبترین زمان!

2- اگر احتمال داشته باشه چندین کار خراب بشه، آن کـاری که بیشترین ضرر را خواهد زد درست پیش نخواهد رفت!

3- همه چیز در حال بدتر شدن است!

4- لبخند بزنید فردا همه چیز بدتر و وخیمتر خواهد شد.

5- احتمال آنکه یک شیء آسیب ببیند نسبت مستقیم دارد با ارزش آن!

6- همه کارها بیشتر از آنچه تصور میکنید بطول خواهد انجامید!

7- اگر شما تصمیم به انجام کاری میگیرید پیش ازآن لازم است ابتدا کار دیگری را انجام دهید!

8- هر راه حلی مشکل جدیدی پدید می آورد!

9- شما هنگام صبحانه خوردن هیچگاه نمیتوانید تعیین کنید کدام طرف نان را باید کره بزنید!

10- هرگاه جسم بـا ارزشی از دست شما به زمین می افتد به غیر قابل دسترس ترین مکان میرود (حلقه برلیان یا داخل سطل زباله می افتد و یا در چاه فاضلاب)!

11- شما هر موقع دنبال چیزی می گردید هـمیشه در آخـرین مـکانی که آن را جستجو میکنید می یابیدش!

12- هیچ اهمیتـی ندارد که شما به چه اندازه دنبال جنسی بگردید به محض آنکه آن را خریدید آن را در مغازه ای دیگر ارزانتر خواهید یافت!

13- همواره در خیابان در هنگام رانندگی ماشینها در لاین دیگر سریعتر حرکت میکنند!

14- زمانی که دستگاه معیوب خود را نزد تعمیرکار می برید کاملا بی عیب و درست کار خواهد کرد!

15- هر فردی راهی برای ثروتمند شدن در ذهنش دارد که عملی نمیباشد!

16- هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است ویا غیر اخلاقی و یا چاق کننده!!

17- هر کسی پول بیشتری دارد حکمرانی میکند!!

18- هیچ عمل نیکی بدون مجازات نخواهد ماند!!

19- هرگاه شما چیزی را در جای امنی قرار میدهید تا گم نشود دیگر هیچگاه نمیتوانید پیدایش کنید!

20- در ورزش گلف بهترین ضربه ها همیشه زمانی زده میشود که تنها باشید و بدترین آن هنگامی که در جمعی بازی می کنید و یا با فردی بازی میکنــید که میخواهید او را با بازی خود تحت تاثیر قرار دهید!!

21- هر چیزی را که می خواهید، نمیتوانید داشته باشید و آنچه را که دارید نمیخواهید!

22- احتمال آنکه کاری را که انجام میدهید دیگران ببـینند نـسب مسـتقیم دارد با میزان احمقانه بودن کار شما!

23- سنگین بودن ترافیک نسبت مستقیم دارد با میزان عجله شما برای زود رسیدن به مقصد!

24- هنگام ورود به پمپ بنزیـن جـایگاهـی را که انتخاب می کنید همیشه طولانی تر از جایگاه های دیگر خواهد بود.

25- هیچ اهمیتی ندارد من کجا میروم، من آنجا هستم!

26- هر کسی میتواند مدرک دانشگاهی بگیرد اما صاحب عقل نخواهد شد!

27- زباله از خلاء بیزار است آنقدر انباشته میگردد تا فضای موجود را پر کند!

28- هرگاه کفش نو را برای اولین بار به پا کنید همه پایشان را روی آن خواهد گذاشت!

29- زمانی که می خواهید لکه روی شیشه پنجره را پاک کنید همیشه لکه سمت دیگر شیشه میباشد!

30- قانون بقاء کثیفی: برای تمیز کردن هر چیزی چیز دیگری باید کثیف گردد!!

31- اگر امری احتمال دارد اتفاق بیافتد و خیلی هم خوشایند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!

32- اگر حق با شما باشد هیچکس حرف شما را باور نخواهد کرد!

33- قوانین مانند تار عنکبوت می باشند تنها افراد ضعیف و فقیران به دام آن میافتند در صورتی که ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره کرده و میگریزند!!

34- دو عنصر در طبیعت فراوان میباشند: یکی هیدروژن و دیگری حماقت!!

35- جاده رسیدن به موفقیت همواره در دست ساختمان است!

36- هرگاه چیـزی را دور بیاندازید به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید به آن نیاز پیدا خواهید کرد!

37- کار تیمی همواره ضروری می باشد چون به شما اجازه می دهـد تـا در صورت بروز مشکل فرد دیگری را نکوهش کنید!

38- احتـمـال آنـکه طـرف نانی که به آن کره مالیده شده است بروی فرش بیافتد نسبت مستقیم دارد به قیمت فرش!

39- شما هیچگاه نمی توانید با نگاه کردن به خطـوط راه آهـن، بـگویـید که قطار از کدام سمت خواهد آمد!

40-   0 = ثابت = عقل*زیبایی*در دسترش بودن
(معادله یـافتـن همسر بـه ایـن مفـهوم کـه هیـچ دختـر و زنی وجود ندارد که هر سه این خصوصیات را دارا باشد)!!

41- ماشینی که روبروی شما در حرکت است همیشه سرعتش از شما کمتر است!

42- هر چه عقیده ای مسخره تر باشد احتمال موفقیت آن بیشتر می باشد!!

43- افرادی که می توانند بهترین نصیحت ها را بکنند، نصیحت نمی کنند!!

44- دود سیگار هـمواره به سمت افراد غیـر سیـگاری حـرکت خواهد کرد، بدون توجه به سمت وزش باد!

45- جای پارک مناسب ماشین همیشه سمت دیگر خیابان میباشد!

46- برای هر عملی یک انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!

47- دوستان می آیند و می روند اما دشمنان انباشته میگردند!

48- هرگاه به دروغ به رئیس خود بگویید که علت تاخیر شما پنچر شدن چرخ ماشینتان بوده روز بعد چرخ ماشین شما پنچر خواهد شد!

49- تقریبا داخل شدن به کاری از خارج شدن از آن آسانتر است!

50- هیچ چیز هیچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!

 


یکشنبه 20 آبان 1386
کوتاه

بابا نوئل بهم گفت بین گل و گلدون یکیو انتخاب کنم... منم گلدون رو گرفتم تا تورو توش بذارم.... . . . . . . . . آخه تو بهترین کود دامی دنیایی

*************************

شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

**************************

انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته . بنگر به طرف کدام یک می روی . دکتر شریعتی

************************************* 

اگر ازمن بپرسند بهترین، زیباترین، شجاع ترین، محبوب ترین و عاقل ترین آدم کیه؟ انگشتمو به طرف تو دراز می کنم و می گم: این نمی تونه باشه!

**********************

یه مرد احمق به یه زن میگه ساکت باش اما یک مرد دانا به یه زن میگه نمی دونی وقتی لبهات بسته اند چقدر خوشگل میشی

*************************** 

ای که از درد دلم با خبری / قرص دل درد مرا کی می خری؟

**********************

دلت تنگ است میدانم ، قلبت شکسته است می دانم ، زندگی برایت عذاب است میدانم ، دوری برایت سخت است میدانم … اما برای چند لحظه آرام بگیر عزیزم …گریه نکن که اشکهایت حال و هوای مرا نیز بارانی می کند ، گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد … آرام باش عزیزم ، دوای درد تو گریه نیست!بیا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگیری

*******************

دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟ دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟ دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره... حتی اگر از اون فقط های های گریه ی شبانت بمونه و عطر اخرین نگاهش... حتی اگر بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه دیدی؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرش رو میده چه حالی میشی؟ بر میگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئن بشی خودش نبوده


چهارشنبه 16 آبان 1386
تولدم مبارک !!!

بهترین تبریک‌ها برای خودم. رفتم تو ۲۲

رسم و قانون طبیعته که سالی یه بار به دنیا بیای! و هی هر سال حالت و بگیرن که یه سال دیگه هم به سنت اضافه شد و هی این عدد لعنتی که بیانگر تعداد سالهای حیاتته رشد کنه!!!!


چهارشنبه 16 آبان 1386
بیوگرافی مهناز افشار و چند عکس
هیچگاه از حد یک بازیگر خوش چهره صعود نکرد و گزاف نیست اگر او را بد شانس ترین چهره سینمایی دانست که با داشتن خصوصیات ویژه ای می توانست را ه خود را باز کند او و رادان اولین حضور رسمی خود را در شور عشق نشان دادند و حالا رادان به یک ستاره بدل شده اما مهناز افشار با موفقیت مسیری طولانی فاصله دارد و اگر بپذیریم که او حتی زودتر از رادان دوربین سینما را شناخته و تجربه کرده بود پس باید گفت یک جای کار در برنامه حرفه ای او می لنگد.

افشار که تا مقطع دیپلم در رشته  تجربی تحصیل کرده است متولد 1356 می باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنحالهای مطبوعات شایع پرداز قرار داشت.

مهناز بازی را با مجموعه عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن در دوستان به کارگردانی علی شاه حاتمی در سال 77 به سینما راه یافت . فیلم شکست می خورد اما لااقل او را برای اندک زمانی می شناسند.سپس با محسن محسنی نسب درام ورزشی شیرهای جوان را در کنار جعفر دهقان و در سال 78 به سرانجام می رساند که با استقبال قابل قبولی روبرو می شود . اما هنوز برای عرض اندام فرصت دست نداده بود . تا اینکه دار سال 80 از راه می رسد و نادر مقدس از او برای در نقش مقابل بهرام رادان  دعوت به عمل می آورد .

 شور عشق ساخته می شود و ناگهان هر دو چهره اصلی فیلم به شهرتی باور نکردنی دست پیدا می کنند . سال بعد از آن در خاکستری به کارگردانی مهرداد میر فلاح بازی می کند که به خاطر موضوعش توقیف می شود . توقیف فیلم جنجالهای مطبوعاتی و حواشی غیر قابل کنترل پیرامون افشار او را به سکوت می کشاند و سر انجام در سال 80 با نگین در یک نقش نامتعارف و باز هم جنجالی باز می گردد  دختری در قفس در سال در سال 81 هیچگونه موفقیتی را با او همراه نمی کند.اما سال 82 شانس یک باره در خانه افشار می زند سه فیلم زهر عسل  ،کما و سیزده گربه روی شیروانی با فروش بالایی روبرو می شوند . افشار یک پله بالاتر می آید ضمن آنکه اکران تقریبا همزمان سه فیلم از او نام و چهره اش را بیشتر  در ذهن ماندگار می کند.

زهر عسل در کنار شهاب حسینی و گلزار جای چندان کاری نداشت در واقع ساخته ابراهیم شیبانی به غیر از گلزار و البته حضور کوتاه اما جذاب حسینی هیچ نکته مثبتی در خود نداشت و نمی توان فیلم را متعلق به افشار دانست که یک اثر کاملا مردانه بود .کما به همین طریق  باحضور امین حیایی و گلزار یک اثر کاملا مردانه به حساب می آمد . اما 13گربه روی شیروانی با وجود داشتن فضایی فانتزی و تاکنون تجربه نشده و داشتن چهره های مطرحی چون گلزار و شریفی نیا و نواب صفوی او را در سطح خوبی شناور نگه می دارد. سال 83 در فیلم آکواریوم نیز در  کنار امین حیایی و سالاد فصل در کنار شریفی نیا و شکیبا ظاهر می شود . او در سالاد فصل همبازی قدرتمند و قوی چو ن لیلا حاتمی را در کنار داشت . امسال او نیز تنها به بازی در کارگران مشغول به کارند  به کارگردانی مانی حقیقی پاسخ مثبت داده است.

ابتدا با سریال تلویزیونی ?گمشده? وارد عرصه بازیگری شد و سپس خیلی زود به عرصه سینما پا گذاشت، فیلم ?شور عشق? او و بازی در کنار ?بهرام رادان? او را به شهرت رساند و سپس خاکستری، کما، زهر عسل، آکواریوم و همچنین فیلم زیبای آتش‌بس ساخته تهمینه میلانی را از او دیدیم، قرار است به زودی از این بازیگر فیلم ?تله? بر روی اکران بیاید، از مهناز افشار چه می‌‌دانید؟ آنچه که درذیل خواهید خواند، گوشه‌هایی از زندگی این هنرپیشه خوب سال‌های اخیر کشور که بسیار پرکار است...
    
    ? شروع کار بازیگری من از سال 78 با سریال تلویزیونی به نام گمشده ساخته مسعود نوابی بود.
    ? دیپلم تجربی دارم.
    ? من وارد خونه هر کسی که می‌‌شم دکوراسیون خونشو عوض می‌‌کنم حتی در منزل خودمون هفته‌ای یکبار وسایل خونه رو جابه‌جا می‌‌کنم و دوست دارم در این رشته تحصیلات خودم رو ادامه بدهم، عاشق دیزاین دکوراسیون هستم.
    ? من 4 سال تدوین خوندم ودر همین حیطه هم فعالیت کاری داشتم و همچنین کار در حیطه تیزرهای تبلیغاتی که چند کار انجام داده‌ام، کار خوب و قشنگی است و حس خوبی نسبت به کارم داشتم تا اینکه وارد بازیگری شدم.
    ? تاکنون 9 یا 10 کار سینمایی داشتم همین طور هم به تعداد کارهایم افزوده می‌‌شه.
    ? بر عکس همه، من در دوران کودکی و نوجوانی اصلا به بازیگری علاقه نداشتم و همیشه وقتی در مدرسه تئاتر اجرا می‌ شد، در می‌‌رفتم و فرار می‌‌کردم اصلا هم خوشم نمی‌‌آمد.
    ? قبل از قبول نقش سناریو رو می‌‌خونم، البته هر کسی روشی داره، من هم یکبار که سناریو رو خوندم، شب موقع خواب مرور می‌‌کنم با نقشم زندگی می‌‌کنم.
    ? فعلا من کارم بازیگریه و باید این کار را خوب انجام بدم، بعدا وقت برای کارگردانی زیاده.
    ? این اعتقاد رو دارم در فروش فیلم کلیه عوامل دخیل هستند، اگه بازیگر خوب باشه، ولی کارگردان خوب نباشه، مسلما کار خوب نمی‌‌شه، حتی عوامل پشت صحنه هم در فروش یک فیلم دخیل هستند.
    ? به خاطر تصادف بدی که داشتم از رانندگی ترسیدم و از اون موقع به بعد هیمشه کمربندم رو می‌‌بندم.
    ? چون شکمو هستم، دستپختم هم خوبه تمام زمانی که غذا در حال آماده شدنه سراجاق هستم.
    ? شاید من جزء خوش قول‌ترین هنرپیشه‌های سینما باشم.
    ? اصلا میونه خوبی با افراد بد قول ندارم. خوش قولی از نکات بارز زندگی من است.
    ? اگه مهناز افشار بازیگر نمی‌‌شد شاید راننده کامیون می‌‌شد! چون به کارهای سخت علاقه دارم.
    ? به نظر من هر کسی به هر کاری که بخواهد می‌‌تونه برسه در جهان هستی به هر چه بخواهید می‌‌تونید برسید فقط کافی است بخواهید. و چند سال پیش پدر خدا بیامرزم را از دست دادم، او قوت قلبی برای من در زندگی بود، یاد او همیشه در خاطرم است، روزی نیست که با یاد پدر زندگی نکنم او همه‌چیز من در این زندگی بود.
    ? مادرم مونس من است، اگر او هم نباشد، دیگر زندگی برایم معنا ندارد.

 

 

 


شنبه 12 آبان 1386
کی میگه زنا مظلومند؟

 

         

کی میگه زنا مظلومند؟آقا به خدا مردا مظلومند!همیشه هم همینطور بوده....اما مشکل کار اینجاست که این زنا اونقدر باهوش و زرنگ و شیطونند و ما مردا اینقدر با صداقت و پاک دل و زلال که به خود ما هم قبولونیده اند(خیلی واژه ی تخیلی شد اما خوب چیز دیگه ای به ذهنم نرسید!) موجودات نازنازی هستند!بابا جان شما به تاریخ نگاه کنید.تاریخ گویای همه چیزه:از اول خلقت بشر هر چی جادو گر و رمال و کف بین و خمره سوار وجود داشته زن بودند!شما محض رضای خدا یه مرد پیدا نمیکنید که جادوگر بوده باشه!اصلاً شما تا حالا واژه پیرمرد خمره سوار رو شنیدید؟ولی تا دلتون بخواد پیرزن خمره سوار (نماد شرارت در ادبیات کهن فارسی) داشتیم.به عنوان نمونه همون پیرزن ناقلایی که باعث شد فرهاد خودشو از کوه بندازه پایین سوار خمره بوده!عوضش نگاه کنید تمام پیامبران اولوالعظم مرد بودند!(به عبارت دیگه تمام کسایی که راه های رستگاری رو به انسان ها عرضه کردند مرد بودند!)اما دلایل مظلومیت مردان:

 

 

-1برای اینکه از بچگی تا تونستیم رو پای خودمون وایسیم باید می رفتیم 6 ساعت تو صف نونوایی توقف میکردیم تا 4 تا نون سوخته بگیریم واسه پر کردن شکم خواهر کوچیکه که توی این 6 ساعت داشته با عروسکش بازی میکرده!

 

 

-2برای اینکه کار نکبت بار آشغال بردن سر کوچه در ساعت 9 شب از قدیم الایام طبق یه قانون نانوشته به عهده ما بوده!

 

 

-3برای اینکه هر جا خواستیم از یه دری بریم تو جمله نحس “Ladies First " رفته روی اعصابمون!

 

4-برای اینکه به دلیل ازدیاد بیش از حد دخترای دم بخت در سطح جامعه زیر فشار شدید عمه و خاله و .... جهت امر مقدس ازدواج هستیم!

 

5-برای اینکه دختره رو از کنج خونه باباش نجات میدیم و به جای اینکه ازمون تشکر کنند با کمال پر رویی از ما نفقه هم میخوان!

 

6-برای اینکه از وقتی انوشه انصاری رفته فضا خانوم ما تو خونه بهونه می گیره و حتی جورابامونم نمی شوره!

 

7-برای اینکه تمام شغلای کثیف و کلاس پایین مثل آشغالانس و راننده تاکسی و حمالی مال آقایونه!

 

8-برای اینکه ما مردا فقط توی روز تولدمون کادو می گیریم اما زنامون توی روز تولدشون و سالگرد بزرگترین خریت بشر (سالگرد ازدواج و روز فرار از ترشیدگی مزمن!) و ولنتاین کوفتی!  و سالگرد و عقد و نامزدی و انرژی هسته ای و  آشنایی و سایر روز های عادی سال!!! انتظار کادو دارن و اسمشم گذاشتن تفاهم فکری و محبت انسانی.

 

9-برای اینکه اسم هر چی گله گذاشتن واسه دخترا اما هر چی اسم ضایعه مال پسراست!

 

مثال:لاله،نیلوفر،شقایق و ....برای خانوما و غضنفر و صفدر و غلام و....برای آقایون

 

10-برای اینکه شخصیت هایی که توی جک ها به ایفای نقش میپردازند همشون مردن و مهمترین شخصیت زنی که توی یه جک تا حالا به کار گرفته شده ماری خانم (همسر ممد آقا رشتی) بوده که اونم تازه نقش دوم رو داشته!

 

11-برای اینکه ما مردا وقتی بزرگ میشیم بمون میگن خرس گنده شدین اما دخترا وقتی بزرگ میشن بشون میگن خانوم شدن!!!!

 

12-برای اینکه ما مردا باید بریم خواستگاری (حالا پولی که واسه شیرینی و گل و اینا میدی به درک! اون فشار و استرس روحیش -که دختره جواب رد نده یه موقع خدای نکرده- آدمو داغون میکنه(

 

13-برای اینکه موقع ازدواج باید هم خونه بگیریم هم ماشین و بابای بیچاره دختر هم (که البته یک مرده) باید جهیزیه بخره ولی خود دختره تنها انرژی که صرف میکنه حدود 2.56 کالری صرف گفتن کلمه بله میکنه!و یا فوق فوقش 4.87 کالری صرف گفتن جمله با اجازه بزرگترا بعله!

 

14- برای اینکه در بیماری های وابسته به جنس با اینکه ناقل بیماری مامان بوده اما فقط بچه های پسر دچار این بیماری میشن!به خاطر یه کروموزوم × لعنتی فسقلی که از مامانه میگیره!

 

15-برای اینکه توی مارشال-مدرن تعداد دخترا تنها کمی از سه برابر به توان دوی تعداد آقایون کمتره!(یعنی اینکه تعداد دخترا بیشتره!(

 

16-و برای اینکه...بی خیال بابا تو فحشتو بده چیکار بقیه اش داری!!!!

 

 

پیام اخلاقی: نداریم!تو فحشتو بده کاری به پیام  نداشته باش.

 


جمعه 11 آبان 1386
مشخصات متولدین ماهها!!

 

فروردین

سمبل : قوچ
عنصر: آتش
سیاره : مریخ
عضو آسیب پذیر :سر
روز اقبال : سه شنبه
اعدادخوش یمن : الماس
رنگ : قرمز

فروردینی ها در پی عشق آتشین و پر شورترین عشق ممکن اند
او خود به خود جنس مخالف را جذب می کند . لذتهای جسمانی برای او
بسیار اهمیت دارد و گاه احساس مالکیت شدیدی نسبت به معشوق خود
را دارد

اردیبهشت

سمبل : گاو نر
عنصر : خاک
سیاره : ناهید
عضو آسیب پذیر : گردن
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 4و6
سنگ خوش یمن : زمرد سبز
رنگ : آبی روشن
گل : خشخاش
حیوان : گاو

جذاب است و عشقش تا حدی نفسانی.برای او عشق اهمیت زیادی
دارد و اگر عاشق شود عاشقی فداکار خواهد بودمعمولا صبر میکند
ابتدا طرف مقابل تعهد خود را ثابت کند و سپس خود را در این
تعهد شریک میکند

خرداد

سمبل : دو قلوها
عنصر : هوا
سیاره : عطارد
عضو آسیب پذیر : دست و شانه
روز اقبال :چهارشنبه
اعداد شانس : 5و9
سنگ خوش یمن : عقیق
رنگ : زرد
گل : زنبق
حیوان : پروانه

چه راحت میتوان عاشق او شد. جذابیت و شیرینی کلام او به خوبی
بر این مدعاست.او عاشق شادی و خوش بودن است و اگر نتوانی
او را شاد کنی جذابیت خود را از دست می دهی

تیر

سمبل : خرچنگ
عنصر : آب
سیاره : ماه
عضو آسیب پذیر : سینه و شکم
روز اقبال : دوشنبه
اعداد شانس :3و7
سنگ خوش یمن : مروارید
رنگ : نقره ایی
حیوان : حیوانات صدفدار

او مانند سیاره خود ، ماه در حال تغییر است اگر به او اطمینان کامل
نداشته باشی هرگز رابطه ی عاشقانه با اونخواهید داشتاو از عشق ورزیدن

لذت می برد و در عوض میخواد آن را دریافت کند

مرداد

سمبل : شیر
عنصر :آتش
سیاره : خورشید
عضو آسیب پذیر : قلب و پشت بدن
روز اقبال : یکشنبه
اعداد شانس : 8و9
سنگ خوش یمن : یاقوت
رنگ : زرد
گل : آفتابگردان
حیوان : گربه سانان

عاشق هاشق شدن است و معشوق خود را غرق هدایای خود می کند
تلاش می کند تا رابطه ی عاشقانه ی بی نقصی را خلق کند

شهریور

سمبل : باکره
عنصر : خاک
سیاره : عطارد
عضو آسیب پذیر : سیستم عصبی
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 3و5
سنگ خوش یمن : یاقئت کبود
رنگ : سبز
گل : بنفشه
حیوان : سگ کوچک – گربه

می تواند چنان تودار باشد که به نظر برسد که از برخورد با دیگران
منع شده .ولی آن گاه که به عشق واقعی خود دست پیدا کند دیگر این ویژگی او
را نخواهید دید.برای چنین انسان فدکارومهربان تحمل سختی بسیار با ارزش است
او به آسانی در عشق گول نمی خورد چون می داند در پی چیست

مهر

سمبل : ترازو
عنصر : هوا
سیاره : ونوس
عضو آسیب پذیر : کمر و کلیه ها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 6و9
سنگ خوش یمن : الماس
رنگ : آبی و بنفش
گل : سرخ
حیوان : خزندگان

او می تواند دوست خوب و میزبانی عالی باشد او در سیاست
دومی ندارد.

آبان

سمبل : عقرب
عنصر : آب
سیاره : پلوتون
روز اقبال : سه شنبه
اعداد شانس : 2و4
سنگ خوش یمن : یاقوت زرد
رنگ : قرمز
حیوان : حشرات

مرموز است ولی میتواند عاشق باشد.از حمایت دیگران لذت می برد
او می تواند حسود و تودار باشد.با کسی که حس کند قابل اطمینان است
کنار می آید

آذر

سمبل : کمان دار
عنصر : آتش
سیاره : ژوپیتر
عضو آسیب پذیر : کبد
روز اقبال : پنج شنبه
اعداد شانس : 5و7
سنگ خوش یمن : فیروزه
رنگ : ارغوانی
گل : نرگس
حیوان : اسب

اگر شخص مورد علاقه اش را پیدا کند وفادار است.مشکل اینجاست
که خواسته اش را بیان نمی کند و صبر میکند تا خودتان حدس بزنید

دی
سمبل : بز
عنصر سمبل : بز
عنصر : خاک
سیاره : زحل
عضو آسیب پذیر : زانو- استخوان
روز اقبال : شنبه
اعداد شانس :8و9
سنگ خوش یمن : عقیق رنگارنگ
رنگ : سیاه و قهوه ایی

عجله ایی در عشق ندارد.نه به سرعت عاشق می شود نه به
سادگی راز دل خود را می گوید او همواره در حرکت است ولی
نمی داند چرا.فقط می داند باید موفق شود اگر فکر میکنید می توانید
او را از رسیدن به هدفش باز داریر و به سمت خود جذب
کنید سخت در اشتباهید

بهمن

سمبل : آب گیر
عنصر : هوا
سیاره : زهره
عضو آسیب پذیر : مچ و ساق پاها
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 1و7
سنگ خوش یمن : یاقوت ارغوانی
رنگ : آبی
حیوان : پرندگان درشت اندام

اگر عاشق متولد بهمن باشید با تمام وجود عاشق شما خواهد شد
تنها نکته ایی که باید از آن دوری جویید این است که بر سر راه
پیشرفت او قرار نگیرید. او عاشقی صادق است. دیر عصبانی
می شود. آزار دهنده نیست .برنامه های خودش را دارد .هرگز تغییر
نخواهد کرد.اگر نتوانید خود را با ایده های گوناگون مذهبی ،فرهنگی
و اجتماعی او هماهنگ کنید هرگز شانسی برای دستیابی به عشق پایدار
او نخواهید داشت

اسفند
سمبل : دو ماهی که خلاف جهت هم شنا می کنند
عنصر : آب
سیاره : نپتون
عضو آسیب پذیر : پاها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 2و6
سنگ خوش یمن : یاقوت کبود
رنگ : سبز روشن
گل : نسرین
حیوان : ماهی

عاشق شماست واقعا خوشبختید.او به پای معشوق فدکاری های
بسیار می کندبرای حفظ این رابطه از هیچ کاری رویگردان نیست
مادامی که به او وفادار باشید از آن شما خواهد بود


دوشنبه 7 آبان 1386
یانگوم

کانون فرهنگی آموزش اعلام کرد که یانگوم از سال دوم دبیرستان در آزمون های این مؤسسه شرکت می کرده


دوشنبه 7 آبان 1386
مستراح !!!

 

 

مستراح‌ها انواع زیادی دارن و از نظر شکل، طرز استفاده و محتویات و ... به دسته‌های مختلفی تقسیم میشن. 

 

یکی از این مستراح‌ها اسم خاصی نداره. البته این مستراح رو تو هیچ طبقه‌ای به درستی نمیشه قرار داد. چون نه شکل خاصی داره و نه محتویاتش نوع خاصیه. این مستراح همون طبیعت خودمونه. البته ممکنه خود خواهی باشه که طبیعت رو مستراح نام گذاری کنیم. چون هم می‌تونه سطل زباله باشه هم می‌تونه حموم باشه هم میتونه گاوداری باشه. هم می‌تونه بقالی باشه و... این یکی از ویژگی‌های مهم طبیعته.

 

اگر دقت کنید می‌فهمید که هیچ جایی همچین امکانی رو نمیده. البته خود مستراح هم از یه نظر در طبقه‌ی طبیعت قرارداره چون زیبا‌ترین مناظر در مستراح هم پیدا میشه. شما فرض کنید که مستراح شبیه به دریا باشه. البته هست. مثلا وقتی لوله مستراح میگیره و محتویات اون میاد بالا و آروم آروم آب به پایین میره و بقایایی در سنگ مستراح باقی میمونه، دقیقا مثل پدیده‌ی جزر و مد دریاست که جلبک‌ها و ماهی‌های مرده و خیلی چیزهای زیبا رو به ساحل میاره و از این شباهت‌ها از هر دو طرف خیلی زیاده!

 

اگه شما پشت یه درخت یا تپه عملیات تخلیه رو انجام میدید دقیقا به صورت ناخودآگاه طبیعت رو به مستراح تبدیل کردید. این یک غریزه است ولی بهش زیاد اهمیت ندید. یه سری هم به مستراح‌های عمومی که تعدادشون هم روز به روز زیادتر میشه بزنید. زشتی طبیعت هم عالمی داره. با زیبای‌های خودتون زیباش نکنید.

 

مستراح چوبی

 

مستراح ها از نظر محل تقسیم‌بندی‌های زیادی دارن. یکی از این مستراح‌ها، مستراح چوبیه. اگه تا حالا فیلم‌های قدیمی دیده باشید می‌بینید که یه جور جعبه‌ی چوبی بزرگ که آدم به زور توش جا میشه و یه سوراخ معمولا به شکل ماه روی در اون قرار داره.

 

در اون زمانی که این جور موال‌ها رواج داشت مردم در یک گمراهی و خود آزاری قرار داشتن چون هیچ آزاری بدتر از موال نرفتن نیست و اون‌ها هم بدترین جا رو موال‌های خودشون میدونستن و باز هم همین جور میساختن.

 

تحقیقات نشون داده که هلال ماهی که روی در قرار داشته، برای امید دادن به افرادی بوده که به ناچار از موال استفاده می‌کردن. هم می‌تونسته نور ازش تو بیاد و هم به استفاده کننده امید به زندگی میداده و به او یادآور می‌شده که دنیای دیگه‌ای هم هست و تو اینجا رو ترک خواهی کرد!

 

و البته استعمال‌های دیگه‌ای هم از اون میشده که درست نیست بگم. ممکنه چندتا بچه بخونن بی جنبه بازی در بیارن و....

 

مستراح ته حیاط

 

یه نوع مستراح مستراح ته حیاطه. اگه تا حالا به خونه‌های سی سال ساخت یا قدیمی‌تر رفته باشید به احتمال زیاد ته حیاط (آخر دنیا) یه اتاقک خیلی کوچیک دیدین که می‌پرسین این دیگه کجاست!

 

البته باید بگم این هم یه جور مستراحه مثل بقیه مستراح‌ها که هم خوبی داره و هم بدی. خوبیش اینه که بوی معطر و شمایل زیبا شما رو اذیت نمی‌کنه چون حداقل مسافت بین مستراح و خونه رو بو طی نمی‌کنه. ولی بدی‌هاش بیشتر از خوبی هاشه. چون اولا همه می‌فهمن که یکی یه مشکلی داره و داره می‌ره که حلش کنه. و بعد حالا مشکل اینه که یارو باید خودش رو آنقدر نگه داره تا برسه به مستراح. در این مورد کشته و زخمی زیادی گزارش شده که که برای همشون طلب راحتی حداقل دراون دنیا رو می‌کنیم.

 

وای به حال کسی که بخواد تو زمستون ازش استفاده کنه. توی یه شب سرد و تاریک زمستون، دو تا عاشق نشسته بودن کنار کرسی و خودشون رو گرم می‌کردن. یه دفعه آقای عاشق احساس بدی بهش دست میده. درد در ناحیه‌ی زیرین شکم، دل‌پیچه و ... روش نمیشه به معشوقش بگه کجا می‌خواد بره.

 

برای همین هیچی نمیگه. منتظر می‌شه شاید فرجی بشه. ولی فایده‌ای نداره. دیگه طاقتش تموم میشه. یه لحظه اجازه میگیره و به صورت نیم دو مثل دویدن تو دوی ماراتون به طرف حیاط راه می‌افته. دمپایی‌های خواهر کوچولوش رو پیدا میکنه. به زور پاهاش رو توشون جا میده و توی برف‌ها شروع به حرکت میکنه.

 

خرت...خرت...خرت... اصلا به صدایی توجه نداره تنها چیزی که الآن اون بهش فکر می‌کنه اونجاست. ?چه حیاط بزرگی! تا همین دیروز با دو قدم میرسیدی به تهش. حالا چرا انقدر درازه؟!? وای چه دردی. چه قدر اذیتش میکرد. آنقدر که حتی معشوقش رو هم فراموش کرده بود. ناگهان یه درد هم توی پاش احساس کرد و به زمین خورد. نگاه کرد و آجری رو که دیروز با داداشش برای دروازه‌های گل کوچیک گذاشته بودن رو دید.

 

ولی درد پا از یادش رفت. هر جوری شده خودش رو به اونجا رسوند. ?وای عزیزم! قربونت برم. چه بوی خوبی! چه منظره‌ی دل انگیزی!? ولی وقت این حرف ها رو نداشت. اگه یه لحظه دیر می‌کرد به خاطر یه کثافت کاری بزرگ زندگی تازه‌آش با معشوقش به پایان میرسید. بنابراین سریعا دست به کار شد و شروع به کار کرد. کارش با یه صدای مهیب آغاز شد. ?وای خدارو شکر. اگه پدرم مستراح رو تو خونه ساخته بود که الآن آبروم رفته بود!? و بقیه کار با انواع صداها و بوهای مختلف ادامه پیدا کرد....

 

جدال آقا با خودش حدود نیم ساعت طول کشید. خوب آخه بعضی‌ها مشکل‌هایی دارن. وقتی از مستراح خارج شد دنیا یه جور دیگه بود. همه چیز رو رنگی میدید. همه چیز واضح شده بود. چه حیاط قشنگی داشتن. خیلی چیزها بود که قبلا به چشمش نیومده بود. حیاط خونه باز هم با دو قدم تموم شد!!! با خودش به شوخی گفت:?حیاط ما هم فری سایزه!? همه چیز خوب شده بود، الا یه چیز.

 

وقتی به اتاق رسید معشوقش اونجا نبود. البته باز هم اون متوجه نشد. تا اینکه یه یادداشت روی میز دید. ناگهان به خودش اومد و جای خالی خانوم رو تو اتاقش احساس کرد. با عجله یادداشت رو باز کرد و شروع کرد به خوندن. ?کامبیز عزیز این یادداشت رو برات نوشتم چون روم نمیشد جلو روت حرفم رو بزنم. راستش وقتی فهمیدم تو به طرف موال میری خیلی برام خوشایند بود چون فهمیدم مرد من حقیقت رو پنهان نمی‌کنه. راستش می‌خواستم ازت بپرسم قرص‌های مسهلی که استفاده می‌کنی اسمش چیه؟ حالا اگه هنوز هم منو دوست داری و می‌خوای که با هم رابطه داشته باشیم در داروخانه‌ی شبانه‌روزی ... منتظرتم. اگه نیای یعنی زندگی من در خشکی و ناراحتی تموم شده. دوستت دارم! ژیلا? با سرعت لباسش رو پوشید و به طرف داروخانه به راه افتاد.

 

این هم شرح کاملی از نوع استفاده و مضررات مستراح ته حیاط. حالا خودتون قضاوت کنید که خوبیهاش به بدیهاش می ارزه یا نه. توی این داستان که خیلی هم فایده داشت. البته مستراح خیلی فایده‌ها داره که یکیش هم استحکام خانواده است!

 

مستراح تو خونه

 

از انواع مستراح میشه از مستراح تو خونه اسم برد. از این نوع مستراح شکل‌های زیادی دیده میشه و همینطور انواع زیادی هم داره. گذشته از طبقه‌بندی محلی و شکلی، این مستراح محبوب‌ترین مستراح در طول تاریخ و ما قبل تاریخ بوده. چون این مستراح داخل خونست و راحتی زیادی داره. البته چون داخل خونه اکثرا خودی هستند، این مسأله بعضی وقت‌ها مشکل هم پیدا می‌کنه. از این مشکل‌ها در هر خونه‌ای هست و همه تقریبا بهش عادت کردن.

 

حالش تعریفی نداشت. دیشب پر خوری کرده بود. زردآلو، آلو، لواشک و ... مهمونی بود، نمی‌تونست تعارف کنه. خیلی دوست داشت. پس خورد. هی خورد و خورد. خیلی‌ها بهش نگاه می‌کردن ولی اون با خودش میگفت: اگر آدم به این چیزا اهمیت بده پس نباید زندگی کنه و اون می‌خواست که زندگی کنه. پس کارش رو ادامه میداد. اما فکر آخر عاقبتش رو نکرده بود.حالا نتیجش رو گرفته بود. یواش یواش بهش فشار میومد. خسته شده بود از بس رفته بود مستراح. شکلش شبیه مستراح شده بود. (این هم یه نوع مستراح) لجش گرفته بود. فشار داشت زیاد میشد. ?دیگه کم نمیارم. آنقدر همینجا میشینم تا خوب بشه.?

 

صحنه عوض می شود...

 

?آخیش. دارم راحت می ی ی شم. آخ.... آدم مگه مرض داره خودشو نگه داره؟ باید راحت باشی نه خودتو عذاب بدی.? یه دفعه یه صدای مهیب توی خونه می پیچه.

 

گرررررررررررررررررررررررررووووووووووووووووووووووووووممممممممممممممممممم.

 

?هورااااااااااااا? از شادی نمی‌دونست چی کار کنه. کارش که تموم شد دست‌هاش رو شست و قفل در رو باز کرد و آروم اومد بیرون. زمین و زمان جلوی چشمش سیاه شد. حالا اصلا نمی‌دونست چی کار کنه. سرخ سرخ شد. بعدش هم شش تا رنگ دیگه عوض کرد. با سرعت رفت توی اتاقش.

 

مادرش اومد توی اتاق. ?چرا نمیای تو سالن مادر؟ نامزدت اومده. ضمنا از این به بعد تو خوردن زیاده روی نکن. چند تا از همسایه‌ها هم اومدن دم در. فکر کردن چیزی منفجر شده. زود بیا تو سالن. یالا.?

 

این یکی از بدی‌های مستراح توی خونست. اما این یکی خیلی بهتر از بقیه‌ی مدل‌هاست. با تکنولوژی، بهتر میشه. مثل پشم شیشه و عایق‌های صوتی و غیره...!

 

مستراح فرنگی

 

یکی دیگه از مستراح‌هایی که می خوام بهتون معرفی کنم مستراح (توالت) فرنگیه. این مستراح ریشه در قرون وسطی داره. درسته که در قرون وسطی زندگی تعطیل شده بود ولی فکر راجع به مستراح هنوز ادامه داشت. کسی اجازه‌ی فکر کردن نداشت ولی از اونجایی که مستراح یکی از مهمترین نیازهای انسان رو برآورده می‌کنه مثل مسکن، غذا و... پس فکر کردن بهش آزاد بود.

 

یه مالک چاق پدر سوزیده چون براش سخت بوده که مثل ما و مثل آدم بشینه و کارش رو بکنه و حتی حوصله فکر کردن هم نداشته به یکی از نوکرهاش میگه برام یه چیزی درست کن که راحت‌تر بشینم کارم رو بکنم. اون نوکر بدبخت هم دیده راحت تر از نشستن رو صندلی وجود نداره (آخه اون بدبخت یا باید رو زمین سرد مینشسته یا دائم دولا راست میشده برای اربابش. یعنی باید سرپا وایمیستاده) در نتیجه میگه خوب قربانت گردد. همون‌جایی که نشستی کارت رو بکن!

 

ارباب هم که حوصله فکر کردن نداشت، نه گذاشت و نه برداشت یه ریدن جانانه فرمود روی تخت شاهانه. ارباب به نوکر بدبخت گفت: ?مرتیکه، تو که ریدی به تخت ما!? نوکر هم فکر کرد خودش این کار رو کرده و گفت:? ببخشید قربان غلط کردم. دیگه تکرار نمیشه. چاکر شمام. نوکر شمام...? مالک (ارباب) گفت: ?باشه می‌بخشمت به شرط این که کار ما رو درست کنی.? نوکر دیگه فکر نکرد. سریع یه اره آورد افتاد به جون تخت. یه سوراخ گنده وسطش درآورد.

 

این دفعه گفت: ?قربان یه استارت بزن.? قربان هم که موتور