بیکار بودم امدم وبلاگ زدم
بیکار بودم امدم وبلاگ زدم

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوعات


دانلود آهنگ

تعداد بازدیدکنندگان : 226931


چهارشنبه 25 مهر 1386
اس ام اس تکراری

به دلیل فوت پدر هستی،

طرح تعویض زنان فرسوده به تعویق افتاد

**

دعای شب عید فطر :

خدایا در این شب عید

ما را از الیاس ، پدرانمان را از هستی

و بیمارانمان را از دکتر پژوهان

در امان بدار

دختری در تاجیکستان و

زمینی در اصفهان به ما عطا کن

آمین

**

فتوحی بزرگ اعلام کرد :

به کوری چشم قدسی و همه بینندگان

خانم دکتر بردیا رو هم می گیرم

**

حاجی تو دیگه کی هستی

دست قدسی رو بستی

رفتی دنبال هستی

بگو ما کی هستی

بین قدسی و هستی

برودنبال هستی

که تو عالم هستی

نمیشه مثل هستی

**

این شعر از کیست؟

تا هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

الف)مولوی

ب)سعدی

ج)حافظ

د)حاج یونس فتوحی

**

خبر جدید :

آخرین قسمت سریال میوه‌ی ممنوعه لو رفت :

‌ حاج آقا فتوحی با هستی ازدواج می‌کنه ،

بعد می‌فهمه که اون الیاسه

**

5 بار بگو هستی تو دیگه کی هستی

و اینو برای 5 نفر بفرست

تا آخر هفته یک هستی گیرت میاد

بی توجهی نکن

یکی برای چهار نفر فرستاد

به جای هستی ، قدسی گیرش اومد

 


شنبه 21 مهر 1386
۱۳مهر، سالروز مرگ فریدون فروغی

 

 

سیزدهم مهرماه،سالگرد فوت فریدون فروغی خواننده محبوب و متفاوت ایران بود؛ امسال، ششمین سال بی فروغی بود، که گذشت.

پنجشنبه شب، مراسم یادمان فریدون فروغی خواننده معترض ایران، توسط کانون ترانه سرایان تهران برگزارشد.

با وجود تعطیلات ناگهانی ، استقبال مناسبی از این مراسم شده و چهره های آشنای زیادی در میان جمعیت علاقه مند به فروغی دیده شدند؛ علاوه بر آرش سزاوار و فرهنگ قاسمی (ترانه سرا)، پروانه و عفت فروغی (خواهران فریدون)، سوسن معادلیان (همسر سابق او)، آرش قاسمی (وکیل آن مرحوم) و شهاب کلیدارزاده (مدیر برنامه فروغی در کیش)، جمعی از هنرمندان نیز با حضور در مراسم، ارادت خود را به فریدون فروغی نشان دادند؛ کسانی چون: هوشنگ گلمکانی (سردبیر ماهنامه فیلم)، سعید معظمی (انتشاراتی دارینوش)، قاسم عابدین (مدیر استدیو صبا)، خلیل میراشرفی (تدوینگر)، امیر قادری، مزدک علی نظری، سهیل سلیمانی و رسول ترابی (روزنامه نگار)، حاتمی (گوینده قدیمی رادیو)، محمد ملکان سرشت (آهنگساز) و...

بیو گرافی

 

کودکی و نوجوانی

او در سال 1329 محلهٔ سلسبیل تهران متولد می‌شود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار می‌پرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار می‌آمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.

او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن داشتن استاد و با توجه به علاقه‌ای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین می‌آموخت.

 

دههٔ چهل و اجرا در کافه‌ها

درسن 16 سالگی، با همراه ساختن گروهی نوازنده با خود موسیقی را به صورت جدی شروع می‌کند و در مکان‌های مختلف به اجرای ترانه‌ها وآهنگ‌های غربی معروف در آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز می‌‌پردازد و تا سن 18 سالگی فعالیت خود را به همین صورت ادامه می‌دهد. در این دوران است که پس از یک شکست عاشقانه، مدتی از موسیقی دست می‌‌کشد، اما پس از این مدت کوتاه کناره‌گیری، درسال 1348 صاحب کاباره کازابای شیراز از فروغی و همراهانش برای اجرا در آن مکان دعوت می‌کند (در  زمان سفر فروغی به شیراز و همکاری‌اش با کازابا، اوایل دههٔ پنجاه و هم‌زمان با انتشار موسیقی فیلم تنگنا مشخص شده‌است که به احتمال نزدیک به یقین صحیح نیست). در اواخر این دهه وی اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپ‌های شبانه تهران قدیم و ستارهٔ صحنهٔ کافه‌های معروفی چون مارکیز و کاکوله بدل شد.

 

دههٔ پنجاه و شهرت

درسال 1350، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خواننده‌ای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی می‌گردد و با یک بار زمزمه‌ کردن ترانه‌ها، خسرو هریتاش متوجه می‌شود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نام‌های «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبان‌خانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا می‌کند.

 

پس از اکران فیلم، صفحه‌های 45 دور این دو ترانه، درصفحه‌فروشی‌های معروفی چون آل کوردوبس، پاپ،دیسکو، بتهوون، و پارس عرضه می‌گردد. این دو ترانه گل می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌افتد و فریدون فروغی به شهرت می‌‌رسد. گرچه در آن زمان به او خرده می‌‌گرفتند که صدای فرهاد را تقلید می‌کند، اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خوانندهٔ محبوبش ری چارلز قرار نگیرد.

 

بعدازگذشت مدتی فرشید رمزی - کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت - با فریدون فروغی قرارداد می‌بندد و فروغی درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه‌خوانی آثار ری چارلز را کنار می‌گذارد. این همکاری باعث تولد آثاری چون زندون دل و غم تنهایی می‌گردد که اولی، فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک می‌کند. فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ آن ترانه‌ای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتوره‌چی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند.

 

سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودی‌های شورانگیز و تکان‌دهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا می‌کند که شاخص‌ترین آنها نماز (یا نیاز به روایت ساواک!) است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانه‌ای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک می‌گردد. او ترانهٔ هوای تازه را در همین سال در برنامهٔ تلویزیونی رنگارنگ اجرا می‌کند و همچنین در همین سال است که به درخواست فرزان دلجو ترانه‌ای را برای فیلم یاران (با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا می‌کند.

 

درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا می‌شود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا می‌کند (این ترانه، پیش‌تر با شعری از ویلیام خنو و با نام ماهی خسته اجرا شده بود). او که رفته رفته، به هنرمند باتجربه‌ای تبدیل می‌شد، اقدام به جمع‌آوری آثار خود می‌نماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه می‌کند.

 

دومین آلبومش را با نام یاران درسال 1354 به بازار عرضه می‌کند و در همین سال به علت اجرای ترانهٔ سال قحطی از طرف رژیم شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع می‌شود.

 

درسال 1356، پس ازاعلام فضای باز سیاسی توسط رژیم، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری، سومین آلبوم خود را با نام سال قحطی به بازار عرضه می‌کند. در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذات‌الریه از دنیا می‌رود.

 

 

انقلاب و یار دبستانی

درسال 1357، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به اوضاع کشور با انتشار آلبوم بت شکن اعلام میدارد و در همین سال ترانه‌ای به نام روسپی راجرا می‌کند که هرگز مجوز پخش نمی‌گیرد.

 

درسال 1358، بعدازانقلاب، فروغی درایران می‌ماند و کنسرت اجرا می‌کند که ترانه‌های این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای می‌دهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانه‌های ریتمیکی مانند حقه و شیاد است که در کارنامهٔ فروغی مانند آنها وجود نداشت.

 

بعداز انتشار این کاست، درسال 1359، فروغی ترانهٔ یار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا می‌کند که در تیتراژ فیلم استفاده می‌شود. در حالی که هنوز هیچ منع رسمی‌ای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر می‌دهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلم‌اش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده می‌گیرد. این ترانه بسیار مطرح و معروف می‌شود و حتی امروزه به‌عنوان نمادی از مبارزه ارزشی خاطره‌انگیز دارد. در همین زمان است که زمزمه‌هایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده می‌شود. او در همین سال ترانهٔ کوچهٔ شهر دلم را می‌خواند.

 

 

دههٔ شصت و بعد

درسال 1360 چندترانهٔ خودرا همراه باچند ترانه از کوروش یغمایی درآلبومی با عنوان سُلٰ جای می‌دهد و طی سال‌های 60 و 61، آهنگ چهار قسمتی چرا نه؟ رامی‌سازد و اجرا می‌کند. در همین سالهاست که فعالیت نمودن او ممنوع می‌شود.

 

در سال 1365 سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد، اما پیشنهادهای تهیه‌کنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.

 

در اسفندسال 1372 با سوسن معادلیان آشنا می‌شود و در خرداد 1373 باهم ازدواج می‌کنند. ازدواج، موجب تحولی مثبت در او می‌شود و دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرد؛ شعر می‌گوید، آهنگ می‌سازد و شروع به تدریس می‌نماید.

 

در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش می‌شود. پس از 4 روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران می‌آید. علی‌رغم درخواست‌هایی که از شهرستان‌های دیگر برای برگزاری کنسرت ارسال می‌شود، با برگزاری آن در شهرستان‌های دیگر موافقت نمی‌شود و فروغی درتابستان 78 و پائیز 79 دوباره به کیش باز می‌گردد و به اجرای برنامه در هتل آنا‌ی کیش می‌پردازد.

 

در فروردین سال 1379 به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم دختری به نام تندر می‌‌خواند اما شرایط تغییری نمی‌کند. گرچه ترانهٔ فروغی در انتهای فیلم در جشنوارهٔ فجر پخش می‌شود. پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمی‌تواند مجوز حضور او را به‌عنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ (که داستان آن در باره زندگی یک خوانندهٔ محکوم به سکوت بود) بگیرد.

 

 

مرگ

وی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه 1380 در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکه‌ای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می‌‌کشید به خاک سپردند. شهیار قنبری در مورد مرگ او می‌گوید: «فریدون فروغی برای دومین بار می میرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که می خواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت».

 

 

آلبوم‌ها

 

تنگنا: آلبوم تک‌ترانه‌ای برای موسیقی فیلم تنگنا.ناشر: نامشخص.سال نشر: 1352.  ترانه‌ها :تنگنا.

 

 

زندون دل: ناشر: ترانه. سال نشر: 1353.

ترانه‌ها :


. گرفتار

. هوای تازه

. خاک

. قاصدک

. قوزک پا

. تنگنا

. ماهی خسته من

. زندون دل

. غم تنهایی

. دیوانه من

. آدمک

. همیشه غایب


. نیاز (نماز)

 

 

 

یاران : سال انتشار: 1354.ترانه‌ها :

 

 

سال قحطی: سال انتشار: 1356.ترانه‌ها :

 

 

بت‌شکن :سال انتشار: 1357.ترانه‌ها :

 

فریدون فروغی در آغازی نو

همچنین با عنوان دو تا چشم سیاه داری شناخته می‌شود.

ناشر: ترانه.

سال انتشار: 1358.

 

ترانه‌ها :


. قریه

. سال قحطی

. حقّه

. دوتا چشم سیاه داری

. طلوع خونین

. طاهره

. شیاد

. تنگنا


 

 

فتنهء چکمه پوش

ناشر: نامشخص.

سال نشر:

 

ترانه‌ها:


. پروانهٔ من

. فتنه چکمه پوش

. مرد غریب

. اشک حباب

. روسپی

. کوچه شهر دلم

. بت شکن

. یار دبستانی من

. دچار

. یا علی

. یاران

. چرا نه


 

 

اجرا: در سال 1351 برای فیلم فتنه چکمه پوش به کارگردانی همایون بهادران.(نویسنده سال اجرا و نام کارگردان فیلم: مسعود

 

ترانه‌شناسی

 

نام اثر، آهنگساز، ترانه سرا


 

*آدمک، تورج شعبانخانی، لعبت والا.

 

*پروانهٔ من، تورج شعبانخانی، لعبت والا.

 

*فریادرس، اسفندیار منفردزاده، فرهاد شیبانی.

 

*ماهی خسته، ویلیام خنو، ویلیام خنو.

 

*شیاد، فریدون فروغی، فرهنگ قاسمی.

 

*فتنهٔ چکمه پوش، حسین واثقی، مسعود هوشمند.

 

*قریه، فریدون فروغی، فریدون فروغی.

 

*یاران، فریدون فروغی، ایرج جنتی عطایی.

 

*هوای تازه، فریدون فروغی، فریدون فروغی.

 

*کوچهٔ شهر دل، کورش یغمایی، حسین نجفیان.

 

*طاهره، فریدون فروغی، طاهره قرة‌العین.

 

*سال قحطی، فریدون فروغی، مسعود امینی.

 

*مردن شاپرک‌ها، بابک افشار، (؟).

 

*حقه، فریدون فروغی، فرهنگ قاسمی.

 

*گرفتار، حمد شمس، فرهنگ قاسمی.

 

*خاک، فریدون فروغی، مسعود امینی.

 

*غم تنهایی، ویلیام خنو، آرش.

 

*زندون دل، ویلیام خنو، ویلیام خنو.

 

*نماز، اسفندیار منفردزاده، شهیار قنبری.

 

*مرد غریب، فریدون خشنود، (؟).

 

*دو تا چشم سیا، بیژن مفید، بیژن مفید.

 

*همیشه غایب، ویلیام خنو، شهیار قنبری.

 

*رزمندگان، برگرفته از آهنگی غربی، فرهنگ قاسمی.

 

*قوزک پا، فریدون فروغی، مسعود امینی.

 

*روسپی، جهان شمس، فرهنگ قاسمی.

 

*طلوع خونین، موسیقی فیلم جانی گیتار، فرهنگ قاسمی.

 

*یار دبستانی، منصور تهرانی، منصور تهرانی.

 

*اشک حباب، (؟)، (؟).

 

*خواب گل سرخ، قطعهٔ Let it be از گروه بیتلز، فرهنگ قاسمی.

 

 

بگوئید بر گورم بنویسند :   
زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت    
   مهربان بود ولی مهر نورزید   
  طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد   
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت    
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد   
و خلاصه بنویسید:   
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت    
نه زندگی را برای زنده بودن
.
" فریدون فروغی "

دانلود موزیک ویدیو  نیاز

 


جمعه 20 مهر 1386
تست خودشناسی

 

جوابهای خود را روی یک صفحه کاغذ بنویسید. آنچه را که به طور طبیعی به ذهنتان می رسد یادداشت کنید. زمان لازم برای آن که خودتان را واقعاً در موقعیتهای گفته شده احساس کنید، در نظر بگیرید. در غیر این صورت این آزمون جنبه تفریحی‌اش را از دست خواهد داد.

1) خود را در یک کشتی تصوّر کنید که در حال غرق شدن است. شما خود را به آب می‌اندازید و با شناکردن خود را به یک قایق نجات می‌رسانید و از آن بالا می‌روید. چند نفر دیگر را در آن قایق نجات همراه خود می‌بینید؟

2) خود را به ساحل می‌رسانید و بیابان وسیعی را در مقابل خود می‌بینید. چند وسیله شخصی و مقداری خوراکی بر می‌دارید و در جستجوی نجات، راه بیابان را در پیش می‌گیرید. چند جفت کفش برمی‌دارید؟

3) پس از یک راه‌پیمایی طولانی و سخت، از یک تپه شنی بالا می‌روید و با خوشحالی شهری را در دوردست می‌بینید. همچنین متوجه می‌شوید که در فاصله‌ای نه چندان دور در سمت راست شما واحه‌ای وجود دارد. آیا ابتدا به آنجا می‌روید و برای مدتی کوتاه، یا هر چقدر که می‌خواهید استراحت می‌کنید و یا آن که آن را نادیده گرفته به راهتان به سوی شهر ادامه می‌دهید؟

4) پس از ورود به شهر، قصری توجه شما را به خود جلب می‌کند و تصمیم می‌گیرید که وارد آن شوید. پس از عبور از دروازه‌ها، خود را در یک راهروی طولانی می‌یابید که به اتاق پادشاه منتهی می‌شود. وارد اتاق می‌شوید و شاه و ملکه را می‌بینید که در کنار هم به تخت نشسته‌اند. شاه و ملکه چه شکلی هستند؟ و چه ویژگیها و خصوصیاتی را برایتان مجسم می‌کنند؟

5) از آن اتاق خارج می‌شوید و از یک پلکان مارپیچی پایین می‌روید. تاریک و سایه‌دار است، با مشعل‌هایی بر روی دیوار که به طور نوبتی روشن و خاموش می‌شوند. همین طور که پائین می‌روید، ناگهان یک زن (اگر شما مرد هستید) و یا یک شوالیه (اگر شما زن هستید) از کنارتان عبور می‌کند. شما فقط برای یک لحظه صورتش را می‌بینید و این تصویر، یک نفر که می‌شناسید را به یادتان می‌آورد. او چه کسی است؟

6) پلّه‌ها شما را به اتاق پذیرایی می‌رساند و شما میز بسیار بزرگی با یک گیلاس پایه‌دار در وسط آن می‌بینید. به گیلاس نگاه کنید. چقدر آن پر از مایعات است؟

تعبیر پاسخ هایتان را همین پایین ببینید

.

.

.

.

1) تعداد دوستان واقعی که دارید.

2) تعداد عشقهای واقعی که قبل از ازدواج خواهید داشت.

3) اصول اخلاقی شما در کار.

4) آنچه تصوّر کرده‌اید آن چیزی است که به نظر شما یک زوج ایده‌آل باید آن گونه باشند.

5) این همان شخصی است که تا پایان عمر، ذهنتان درگیر اوست.

6) میزان پر بودن گیلاس، نشانگر این است که شما در یک رابطه دوستی چقدر از خودتان مایه می‌گذارید.

 


دوشنبه 16 مهر 1386
همتون سخت در اشتباهین

نه مثل اینکه جدی جدی تونستم تو ماه رمضونی اینترنت رو ترک کنیم تا دیگه بهمون نگن معتاد!

همه تو ماه رمضونی سیگار و هزار کوفت و زهر مارشون رو ترک میکنن ما اینترنت رو ترک کردیم 16 روز از ماه مهر میگذره اونوقت من فقط 3 بار آپ کردم.خودم دارم از تعجب شاخ در میارم.البته الان هم امدم حذف و اضافه کنم وگرنه شاید تا چند ماه دیگه این طرفا آفتابی نمیشدم

(هر کی هم تو ضمینه ترک اینترنت مشکل داشت میتونه باهام تماس بگیره تا کمکش کنم!)

خوب حالا امدم تا چند تا پست سفارشی ویژه دانشجویان براتون بذارم.امیدوارم که حالشو ببرید.

 

**********************************************************

همتون سخت در اشتباهین

سلام به غنچه های نو شکفته دانشگاه!گوگوری مگوری ها!دیدن بالاخره دانشجو شدین؟تبریک،تبریک،تبریک.ماچ!

این همه حرص خوردن...کلاس کنکور...تست...برنامه ریزی...تست...بازم تست...تا بلاخره شدین دانشجو! اما اگه فکر می کنید فقط خودتون دانشجو شدین سخت در اشتباهین! الان دیگه با این افزایش ظرفیت ها هر دو سر قیف گشاده! اصلا قیف نیست دیگه،لوله اس!

خوب ضد حال کافیه اینم چند تا نصیحت برادرانه که به همه ترم اولی ها تقدیم میکنم(خوندنش برای ترم بالای ها هم توصیه میشه)

 

تجربه های شخصی یا

10 نکته برای ترم اولی ها

 

* سعی کنید به جای عبارت "آقا اجازه"از عبارت "بخشید استاد"استفاده کنید!

 

* هرگز شماره موبایل خود را روی دسته صندلی ننویسد،در غیر این صورت ممکن است به جای الناز،تیمور سگ سبیل با شما تماس بگیرد.

 

* هرگز آمار دخترهای کلاستون را پیش مامانتون تعریف نکنید .چون دکتر گفته دمپای برای مغز ضرر دارد.

 

* اگر قصد دارید در خوابگاه زندگی کنید،ابتدا سعی کنید خوابیدن در زمستان با شوفاژ خاموش،درس خواندن در شب با قطعی برق و آرامش اعصاب در حین شنیدن موسیقی هوی متال را تمرین کنید.